
در حال بارگذاری لطفا صبر کنید ....
سیّد جلال الدین آشتیانی
ولادت : 1343 ق .
محل ولادت : آشتیان .
وفات : 1426 ق .
محلّ دفن : مشهد .
محلّ تحصیل : قم ، نجف .
اساتید : حضرات سیّد محمّدحسین طباطبایی ، امام خمینی(ره) ، ابوالحسن رفیعی قزوینی، میرزا احمد آشتیانی، میرزا مهدی آشتیانی و …
تألیفات : شرح مقدمه قیصری ، تصحیح متن فصوص الحکم، رسائلی در فلسفه صدرائی و عرفان نظری و …
علّامه سیّد جلال الدّین آشتیانی را باید به حقّ ، زنده کننده آثار حکما و مشعل دار حکمت و عرفا نظری دانست . او استاد اجلّ فلسفه، خصوصاً حکمت متعالیه و مروّج طراز اوّل آن محسوب می شد، با این همه هیچ صبغه تقلید و عصبیتی نسبت به آن نداشت و اگر نقد و نقضی در آن می یافت ، آشکار می کرد . مرتبه ایشان در فلسفه بدان حد بود که پروفسور هانری کربن او را «ملاصدرای زنده» می نامید ، و استادش مرحوم رفیعی قزوینی وی را «سیّد الحکماء الالهیین» لقب داده بود . امّا افتادگی و تواضع چنان ملکه وجود شریفش بود که می گفت : « اگر ملاصدرا این بنده را یکی از خوشه چین های خرمن فیض خود محسوب فرماید ، در حقّ بنده غلو کرده است . »
به ساحت مقدّس حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام عشق می ورزید و از آن حضرت با هیجانی خاص به « مطلب العشّاق» تعبیر می کرد .
روحیه آزادگی ، دوری از دنیا ، عشق به مطالعه و تحقیق از ویژگی های بارز او بود . بیشتر ساعات زندگی اش به کار علمی می گذشت، ولی با تواضع و تقوا ، آثار خویش را «شرح جهل» می خواند . می فرمود : « به راستی پیوسته به فکر مرگم و این باور را پیدا کرده ام که این اقدامات نشریه ای و شرح جهل ها ، محصولی جز شرح خود کردن و اطفای هوای نفس ندارد . اگر چیزی در قیامت قابل قبول و عرضه کردن باشد ، به شرط آنکه تمام جوانب آن را اخلاص فرا گرفته باشد ، همانا بی سر و صدا ، خدمت به خلق کردن است . » هنگامی که این سخنان را می گفت، محاسنش را تر می کرد .
یکی از اطرافیان ایشان نقل می کند : « در هنگام بیماری اش استدعا می کردم امری بر این بنده بفرمایید! می گفت : باید رفت ، هر چه سبک تر باشیم شاید راحت تر به محضر نبی مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم برسیم . »
افزودن نظر
فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود.او زني است که عالم به او افتخار دارد.



