
در حال بارگذاری لطفا صبر کنید ....
سیّدرضا بهاء الدّینی
ولادت : 1327 ق .
محل ولادت : قم .
وفات : 1418 ق .
محلّ دفن : قم .
محلّ تحصیل : قم .
اساتید : حضرات شیخ ابوالقاسم کبیر قمی، شیخ عبدالکریم حائری، محمّد علی شاه آبادی و … .
از همان سنین کودکی، آثار معنویت در چهره اش هویدا بود . خود درباره آن می فرماید :« یک ساله که بودم افراد پاک طینت و نیکو سرشت را دوست داشتم و علاقه ای قلبی به آنان پیدا می کردم . خیر و شر را می فهمیدم و بین انسان های خیّر و نیکوکار و افراد شرور و طغیان گر فرق می گذاشتم .» از نوجوانی به روزه و نماز شب علاقه داشت . از خود ایشان نقل است:« از هفده سالگی در ما دگرگونی پدید آوردند و ما را به خود مشغول کردند، تا جایی که وجود حضرت حق را لمس می کنیم .» می فرمود: « از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست می کند و مانع پیشرفت معنوی انسان می شود، شهرت های بیجا و بی فایده است .» براساس این اعتقاد، ایشان از قبول مصاحبه های تلویزیونی و معروفیت در مرجعیت سر باز می زد . وقتی با اصرار برخی ارادتمندان رو به رو می شد، می فرمود: « بالاتر از این ها فکر کنید ! گیرم نام بنده بر سر زبان ها افتاد، وقتی پیش خدا دستم خالی است ، آن شهرت برای من چه سودی دارد؟» آگاهی از حقایق عالم صفحه ای دیگر از کتاب شکوه و شخصیت ارجمند حضرت آیت الله بهاء الدّینی است . یکی از شاگردان آقا که فردی متّقی و پارسا بود امّا استعداد شایانی نداشت از دنیا رفت . مدّت ها گذشت، روزی سخن از او به میان آمد . ایشان فرمود: «فلانی در برزخ چنان رشد علمی پیدا کرده و حرف هایی می زند که اگر در حیاتش برای او گفته می شد نمی فهمید . درباره موضوعی در باب طهارت با ما بحث کرد و نظر ما را تغییر داد !»
دیده باطن بین آن پیر روشن ضمیر بارها و بارها مشکلات و موانع دیگران را برایشان می گشود ، در این باب نقل ها و خاطره ها بسیار است . یکی از آقایان اهل علم می گفت : «روزی لباس خوبی پوشیده بودم، می آمدم خدمت آقا، ماشینی از کنارم رد شد و گل و لای را به لباس من ریخت . خیلی ناراحت شدم و شروع کردم به بد و بیراه گفتن به راننده ، برگشتم منزل لباسم را عوض کردم و خدمت ایشان رسیدم . تا نشستم آقا فوراً فرمودند: « زیبنده نیست اهل علم بدزبانی کند ، حالا مثلاً یک ماشین هم آمد زد به آب و گل و لباس ها را گل آلود کرد، نباید انسان متانت را از دست بدهد و بد و بیراه بگوید!»اد: « أخلِص العَمل فأنَّ الناقد بصیرٌ بصیر !»
افزودن نظر
فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود.او زني است که عالم به او افتخار دارد.



