
در حال بارگذاری لطفا صبر کنید ....
شهيد علي تجلايي
شب فردایی كه میخواست، عازم جبهه شود وسایل سفرش را مرتب میكرد. لباس پاره پارهای را كه در زمان محاصره و آزادی سوسنگرد پوشیده بود، در ساک نهاد. در این زمان مسئول طرح عملیات قرارگاه خاتمالانبیا(ص) بود، گفتم: محال است شما را بگذارند به جلو بروید." گفت: "این بار با اجازه بسیجی ها به عملیات میروم، نمیخواهم پشت بیسیم باشم."
گفتم: حالا چرا لباسهای سوسنگرد؟"
با لحنی خاص گفت: "میخواهم حالا كه پیش خدا میروم، بگویم، خدایا، اینها جای گلوله است، بالاخره ما هم تو جبهه بودهایم."
صبح دم عازم بود. وقتی از من خداحافظی میكرد، مرا به حضرت زهرا(س) قسم داد و گفت: "مرا حلال كنید، من پدر خوبی برای بچهها و همسر خوبی برای شما نبودهام!"
گفتم: "باشد"
گفت: "این طوری نمیشود باید از صمیم قلب حلالم كنی، من مطمئنم كه دیگر برنمیگردم!"
علی رفت و من ماندم و انتظار. علی با حال و هوایی دیگر منزل و شهر را ترک كرد. من ماندم و فكر این كه علی خودش در آخرین لحظات خداحافظی گفت: "مطمئنم كه دیگر برنمیگردم!"
افزودن نظر
فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود.او زني است که عالم به او افتخار دارد.



