
در حال بارگذاری لطفا صبر کنید ....
دوقلوهای افسانه ای لشگر27
همه جا با هم بودند، بین بچه های لشکر تابلو شده بودند،سرنماز، درواحد، هنگام غذا خوردن در یک ظرف غذا می خوردند و شب ها وقت خواب جایشان کنار هم بود، دوقلوهای افسانه ای را دیده بودید سید رضا حسینی و محمد رضا الفتی اینگونه بودند و جای هر دو شان هم درقسمت ش.م.ر بهداری لشگر 27 بود، خلاصه ما هم حساس شدیم و کنجکاوی مان گل کرد و یکروز پس از ساعت ها کمین لحظه ای محمد رضا را تنها گیر آوردم و سریشش شدم که دلیل دو قلو بودن تو با سید رضا چیه؟ محمد رضا آرام و با لبخند گفت: خیلی مشتاقی بدانی؟ سریع گفتم خب معلومه! گفت: زندگی من و محمد رضا بسیار شبیه همه من و محمد رضا هر دو در بچگی بابامون رو از دست دادیم هر دومون 2 تا خواهر داریم هردومون مادرمون با بدبختی و زحمت کشی بزرگ کرده و از همه مهمتر اینکه هردومون عاشق امام هستیم بازم برات جالبه که چرا ما اینقدر با هم خوبیم! و من متحیر در اندیشه این دو بسیجی عاشق بودم. پس از مدتی در بهداری پس از عملیات والفجر8 با هزار بدبختی ما این دو را از هم جدا کردیم سید رضا را به بهمن شیر و محمد رضا را به سایت موشکی شماره 2 در جاده فاو-بصره فرستادیم هشت فروردین 65 بود و عراق با حمله هوایی به مواضع نیروهای ما حمله کرد که به من خبر دادند محمد رضا در سایت موشکی بر اثر اصابت ترکش راکت هواپیمای دشمن به شهادت رسید در حالی که عکس امام روی سینه چپ او با خون پاکش آغشته شده بود و ما مانده بودیم این خبر را چطور به سید رضا بدهیم من که می گفتم سید رضا طاقت شنیدن این خبر را ندارد خلاصه پس از ساعتی از بهمن شیر هم خبر رسید تعدادی از بچه ها بر اثر حمله هوایی به شهادت رسیده اند و تعجب برانگیز تر از همه این که سید رضا هم با اصابت ترکش همراه با محمد رضا هر دو با هم در آغوش عروس زیبای شهادت در یکروز و شاید یکساعت و به یک شکل واحد به سمت لقای رب پرکشیدند خدایشان با مولایشان حسین محشورشان کند و ما را از شفاعتشان بی نصیب نگذارد.
خاطره ازمسعود نوری
افزودن نظر
فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود.او زني است که عالم به او افتخار دارد.



