ذکر روز دوشنبه
یا قاضی الحاجات

امام زمان (عج) می فرمایند:

درباره مسائل شريعي خود به راويان احاديث ما روجوع کنيد که آنان حجت من بر شما و من حجت خدا هستم .
حضرت امام خمینی(ره)

فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود.او زني است که عالم به او افتخار دارد.

حضرت امام علی علیه السلام:

فاطِمَةُ

سِيدَةُ نِساءِ أهلِ الجَنَّة.

فاطمه

بانوى زنان بهشت است.

حضرت امام خامنه ای

زنى مثل فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله عليها) در همه‌ى‌ تاريخ، كيست؟! انسانى مثل على مرتضى در سرتاسر تاريخ بشريت، كجا نشان داده مى‌شود؟!

آخرین نظرات
  • اگه يه روز فرشته ها بگن چي مي خواي از خدا دستامو م... /ادامه مطلب...
  • آنان که به خود عشق و صفا را دیدند رفتند به جبهه ‌‌... /ادامه مطلب...
  • شلمچه شلمچه نخستین میعادگاه است... فتح الفتوح دلها... /ادامه مطلب...
  • یاد زیارت عاشورایی که پدر و مادرم میخوندن تو اون ل... /ادامه مطلب...
  • سلام ... من نمیدونم چی بگم و چه جوری بگم ولی از سف... /ادامه مطلب...
RSS
ورود به سایت
اشتراک در خبر نامه

نام:

رایانامه:

بلاگ کاربران
کاربران آنلاین
غير فعال
امام زمان (عج) : فاطمة الزهـــراء (سلام الله علیها) الگوی من است

در حال بارگذاری لطفا صبر کنید ....

postheadericon مروری بر سیره امام محمد باقر (علیه السّلام)

ولادت بـا سـعـادت آن حـضـرت روز دوشـنـبـه سـوم صـفـر يـا در غـرّه رجـب سـال پـنجاه و هفت در مدينه منوره واقع شد و آن حضرت در واقعه كربلا حضور داشت و در آن وقت چهار سال از سن مباركش گذشته بود، والده ماجده اش حضرت فاطمه دختر امام حسن مـجـتبى عليه السّلام بود كه او را امّ عبداللّه مى گفتند و آن حضرت ابن الخيرتين و علوى بين علويين بود.

بـه اسـاتـيـد مـعـتـبـره از حـضـرت صـادق عليه السّلام مـنـقـول است كه چون يكى از مادران ائمه عليهم السلام به يكى از ايشان حامله مى شود در تـمـام آن روز او را سـسـتـى و فـتورى حاصل مى شود مانند غش ، پس مردى را در خواب مى بـيند كه او را بشارت مى دهد به فرزند داناى بردبارى ، چون از خواب بيدار مى شود از جانب راست خود از كناره خانه صدايى مى شنود و گوينده آن را نمى بيند كه مى گويد حامله شدى به بهترين اهل زمين و بازگشت تو به سوى خير و سعادت است و بشارت باد تـو را بـه فـرزنـد بـردبـار دانـا. پـس ديـگـر در خـود ثـقل و گرانى نمى يابد تا آنكه نه ماه از حمل او مى گذرد، پس صداى بسيار از ملائكه از خـانـه خـود مـى شـنـود، چـون شـب ولادت مـى شـود نورى در خانه خود مشاهده مى كند كه ديـگـرى آن نـور را نـمـى بـيـنـد مـگـر پدران امام ، پس امام مربع نشسته از مادر پديد مى گـردد، سـرش بـه زيـر نـمـى آيـد چـون بـه زمـيـن مـى رسـد روى بـه جـانـب قـبـل ، مـى گرداند و سه مرتبه عطسه مى كند و بعد از عطسه حمد حق تعالى مى گويد و خـتـنـه كرده و ناف بريده متولد مى شود و آلوده به خون و كثافت نمى باشد و دندانهاى پـيـشين همه روييده مى باشد، و در تمام روز و شب از رو و دستهاى او نور زردى مانند طلا ساطع مى شود.

اسم شريف آن حضرت محمّد و كنيت آن جناب ابوجعفر و القاب شريفه اش باقر و شاكر و هادى است و مشهورترين لقبهاى آن حضرت باقراست و اين لقبى است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن جناب را به آن ملقب فرموده چنانچه به روايت سفينه از جابر بن عبداللّه منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من فرمود: اى جـابـر! اميد است كه تو در دنيا بمانى تا ملاقات كنى فرزندى از من كه از اولاد حسين خـواهـد بـود كـه او را مـحـمـّد نامند يَبْقَرُ عِلْمَ الدّينِ بَقْرا؛ يعنى او مى شكافد علم دين را شكافتنى ، پس هرگاه او را ملاقات كردى سلام مرا به او برسان .

شـيـخ صـدوق رحـمـه اللّه روايـت كـرده از عـمـر بـن شـمـر كـه گـفـت : سـؤ ال كـردم از جـابـر بـن يـزيـد جـعـفـى كـه براى چه امام محمدباقر عليه السّلام را باقر نـامـيـدنـد؟ گـفت : به علت آنكه بَقَرَ الْعِلْمَ بَقْرَا اى شَقَّهُ وَ اَظْهَرَهُ اَظْهارا؛ شكافت علم را شـكـافـتـى و آشـكـار و ظاهر ساخت آن را ظاهر كردنى ، به تحقيق حديث كرد مرا جابر بن عـبـداللّه انـصـارى كـه شـنـيـد از رسـول خـدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود: اى جابر! تو زنده مى مانى تا ملاقات مى نمايى پسرم محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابـى طـالب عـليـهـم السـلام را كـه معروف است در تورات به باقر، پس هرگاه ملاقات كردى او را از جانب من او را سلام برسان ، پس جابر بن عبداللّه رحمه اللّه آن حضرت را در يكى از كوچه هاى مدينه بديد و گفت : اى پسر! تو كيستى ؟ فرمود: محمّد بن على بن الحـسـين بن على بن ابى طالب هستم . جابر گفت : اى پسرك ! با من روى كن ، آن حضرت بـه او روى كرده گفت روى واپس كن چنان كرد، عرض كرد: سوگند به پروردگار كعبه كـه ايـن شـمـايـل و خـصـال رسـول خـدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسـت ، اى فـرزند! رسـول خـدايـت سـلام رسـانـيـد. فـرمـود: مـادام كـه آسـمان و زمين بر جاى باشد سلام بر رسـول خـدا بـاد و بـر تو باد اى جابر كه تبليغ سلام آن حضرت نمودى ، آنگاه جابر بـه آن حـضـرت عـرض كـرد: ( يـا بـاقـِرُ اَنْتَ الْباقِرَ حَقَّا اَنْتَ الَّذى تَبْقَرُ الْعِلْم بَقْرا. )

عـلمـا گـفـتـه انـد كـه آن حـضرت را باقر گفتند (لِتَبقُّرِهِ فِى الْعِلْمِ وَ هُوَ تَفَجُّرهُ وَ تـَوَسَّعـُهُ) چه آن حضرت شكافنده علوم اولين و آخرين و دلش بحر پهناور و چشمه جوشنده علم و دانش بود.

اخلاق و منش آن حضرت :

شـيخ مفيد مسندا از عبداللّه بن عطاء مكى روايت كرده كه مى گفت : هرگز نديدم علما را نزد احدى احقر و اصغر چنانكه مى ديدم آنها را در نزد حضرت امام محمدباقر عليه السّلام و هر آيـنـه ديـدم حـكم بن عتيبه را با آن كثرت علم و جلالت شأن كه در نزد مردم داشت هنگامى كـه در نـزد آن جـنـاب بود چنان مى نمود كه طفل دبستانى است در نزد معلم خود نشسته . و جـابر بن يزيد جعفى هرگاه از آن حضرت روايتى مى كرد مى گفت : حديث كرد مرا وصى اوصـياء و وارث علوم انبياء محمّد بن على بن الحسين صلوات اللّه عليهم اجمعين

شيخ كشّى از محمّد بن مسلم روايت كرده كه گفت : در هر امر مشكلى كه رو مى كرد از حضرت امـام مـحـمـدبـاقـر عليه السّلام سـؤ ال مـى كـردم تـا آنـكه سى هزار حديث از آن حضرت سوال كردم و از حضرت صادق عليه السّلام شانزده هزار حديث از حبّابه والبيّه روايت شده كه گفت : ديدم مردى را در مكه در وقت عصر در ملتزم يا مابين بـاب كـعـبـه و حـجـر كـه مـردمـان بـه حـضـرتـش اجـتـمـاع كـردنـد و از مـعـضـلات مسائل سؤ ال كردد و باب مشكلات را استفتاح نمودند، و آن حضرت با آن زمان اندك از جاى بـرنـخـاسـت تـا در هـزار مـسـأله ايـشـان را فـتـوى داد آنـگـاه بـرخـاسـت و روى بـه رحل خود نهاد و منادى با صوت بلند ندا بركشيد:

اَلا اِنَّ هذا النّورُ الاَبْلَجُ المُسَرَّجُ وَ النَّسيمُ الاَرِجُ وَ الْحَقُّ الْمَرِجُ؛

يعنى بدانيد اين است نور روشن و درخشان كه بندگان را به طريق دلالت فرمايد: و اين است نسيم خوشبوى وزان كه جان جهانيان را به نسايم معرفت و دانش معطر گرداند، و اين اسـت آن حقى كه قدرش در ميان مردمان ضايع مانده است يا از خوف دشمنان مضطرب است و جماعتى را نگران شدم كه مى گفتند كيست اين شخص ؟ در جواب ايشان گفتند محمّد بن على باقر و شكافنده غوامض علوم ناطق از فهم محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام.

شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود: اى جابر! همانا درك خـواهـى نـمـود مـردى از اهـل بـيـت مـرا كـه نـام او نـام مـن و شـمـائل او شـمـائل من باشد بشكافد علم را شكافتنى پس اين فرمايش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واداشت مرا به آنچه مى گويم .

شیخ کلینی روایت کرده از امام صادق علیه السّلام که می فرمایند : پدرم كثير الذّكر بود و به حـدى ذكـر مـى كـرد كه گاهى كه با او راه مى رفتيم مى ديدم كه ذكر خدا مى كند و با او طعام مى خورديم و او ذكر خدا مى كرد و با مردم حديث مى كرد و ذكر مى كرد و پيوسته مى ديدم زبان مباركش را كه به كام شريفش چسبيده و مى گفت : لا اِلهَ اَلا اللّهُ و ما را نزد خود جـمـع مـى كـرد و مـى فـرمود كه ذكر كنيم تا طلوع آفتاب ، و پيوسته امر مى فرمود به قـرائت قـرآن از اهـل بـيـت آنـان را كـه قـرائت مـى تـوانستند كرد و آنهايى كه قرائت نمى تـوانستند كرد امر مى كرد به ذكر كردن و روايت شده كه آن حضرت در مـيـان خـاصـه و عـامـه ظـاهـرالجـود و بـه كـرم و فـضـل و احـسـان مـعـروف بـود بـا آنـكـه عيال بسيار داشت و از اهل بيت خود مال و دولتش كمتر بود .

سيد بن طاووس رضى اللّه عنه روايت كرده است به سند معتبر از حـضرت صادق عليه السّلام كه در سالى از سالها هشام بن عبدالملك به حج آمده در آن سال من در خدمت پدرم به حج رفته بودم ، پس من در مكه روزى در مجمع مردم گفتم كه حمد مـى كـنـم خـداونـدى را كـه مـحمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به راستى به پيغمبرى فرستاد و ما را به آن حضرت گرامى گردانيد، پس ماييم برگزيدگان خدا بر خلق او و پـسـنـديـدگان خدا از بندگان او و خليفه هاى خدا در زمين . پس سعادتمند كسى است كه مـتـابـعـت مـا كند، و شقى و بدبخت كسى است كه مخالفت ما نمايد و با ما دشمنى كند، پس بـرادر هـشـام ايـن خـبر را به او رسانيد و در مكه مصلحت در آن نديد كه متعرض ما گردد و چـون بـه دمـشـق رسـيـد و مـا بـه سـوى مـديـنـه مـعـاودت كـرديـم پـيـكـى بـه سـوى عـامـل مـديـنه فرستاد كه پدرم را و مرا به نزد او به دمشق فرستد، چون وارد دمشق شديم سـه روز مـا را بـار نـداد، روز چـهـارم مـا را بـه مـجـلس خـود طـلبـيـد چـون داخـل شـديـم هـشـام بـر تـخـت پـادشـاهـى خـود نـشـسـتـه و لشـكـر خـود را مـسـلّح و مـكـّل دو صف در برابر خود باز داشته بود و آماج خانه يعنى محلى كه نشانه تير در آن نـصـب كـرده بـودنـد در بـرابـر خـود ترتيب داده بود و بزرگان قومش در حضور او به گرو تير مى انداختند، چون در ساحت خانه او داخل شديم پدرم در پيش مى رفت و من از عقب او مـى رفـتـم چـون بـه نـزديـك رسـيـديـم بـه پدرم گفت كه با بزرگان قوم خود تير بينداز، پدرم گفت كه من پير شده ام و اكنون از من تيراندازى نمى آيد اگر مرا معاف دارى بـهـتـر اسـت ، هشام سوگند ياد كرد كه به حق آن خداوندى كه ما را به دين خود و پيغمبر خـود عـزيـز گردانيده تو را معاف نمى گردانم ، پس به يكى از مشايخ بنى اميه اشاره كرد كه كمان و تير خود را به او بده تا بيندازد.

پـس پـدرم كـمـان را از آن مـرد گرفت و يك تير از او بگرفت و در زه كمان گذاشت و به قـوت امـامـت كـشـيـد و بـر مـيـان نـشـانـه زد پـس تـيـر ديـگـر بـگـرفـت و بـر فـاق تير اول زد كـه آن را تـا پـيـكـان بـه دو نـيـم كـرد و در مـيـان تـيـر اول قـرار گـرفـت ، پـس تير سوم را گرفت و بر فاق تير دوم زد كه آن را نيز به دو نـيـم كـرد و در مـيـان نـشانه محكم شد تا آنكه نه تير چنين پياپى افكند كه هر تير بر فـاق تـيـر سـابـق آمـد و آن را به دو نيم كرد و هر تير كه آن حضرت مى افكند بر جگر هـشـام مـى نـشست و رنگ شومش متغير مى شد تا آنكه در تير نهم بى تاب شد و گفت : نيك انداختى اى ابوجعفر و تو ماهرترين عرب و عجمى در تيراندازى چرا مى گفتى كه من بر آن قـادر نـيـسـتـم . پـس ، از آن تـكـليـف پـشـيـمـان شـد و عـازم قتل پدر من گرديد و سر به زير افكند و تفكر مى كرد و من و پدرم در برابر او ايستاده بوديم .

چـون ايـسـتادن ما به طول انجاميد پدرم در خشم شد و چون آن حضرت در خشم مى شد نظر به سوى آسمان مى كرد و آثار غضب از جبين مبينش ظاهر مى گرديد، چون هشام آن حالت را در پـدرم مـشـاهده كرد از غضب آن حضرت ترسيد و او را بر بالاى تخت خود طلبيد و من از عـقـب او رفـتـم چـون به نزديك او رسيد برخاست و پدرم را در برگرفت و در دست راست خـود نـشـانـيـد، پس دست در گردن من درآورد و مرا در جانب راست پدرم نشانيد، پس رو به سـوى پـدرم گـردانـيد و گفت : پيوسته بايد كه قبيله قريش بر عرب و عجم فخر كنند كـه مـثـل تـويى در ميان ايشان هست ، مرا خبر ده كه اين تيراندازى را كى تعليم تو نموده اسـت و در چـه مـدت آمـوخـتـه اى ؟ پـدرم فـرمـود: مـى دانـى كـه در مـيـان اهل مدينه اين صنعت شايع است و من در حداثت سن چند روزى مرتكب اين بودم و از آن زمان تا حـال تـرك آن كرده ام و چون مبالغه كرديد و سوگند داديد امروز كمان به دست گرفتم . هـشـام گـفـت : مـثـل ايـن كـمـانـدارى هـرگـز نـديـده بـودم اى ابـاجـعـفـر در ايـن امـر مـثـل تـو هـسـت ؟ حـضـرت فـرمـود كـه مـا اهـل بـيـت رسـالت عـلم و كمال و اتمام دين را كه حق تعالى در آيه

(اَلْيـَوْمَ اَكـْمـَلْتُ لَكُمْ دينَكُم وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ دينا ).

به ما عطا كرده است از يكديگر ميراث مى بريم و هرگز زمين خالى نمى باشد از يكى از ما كه در او كامل باشد آنچه ديگران در آن قاصرند، چون اين سخن را از پدرم شنيد بسيار در غـضـب شـد و روى نـحـسـش سرخ شد و ديده راستش كج شد، و اينها علامت غضب او بود و سـاعتى سر به زير افكند و ساكت شد، پس سر برداشت و به پدرم گفت كه آيا نسب ما و شما كه همه فرزندان عبدمنافيم يكى نيست ؟ پدرم فرمود كه چنين است و لكن حق تعالى مـا را مـخصوص گردانيده است از مكنون سرّ خود و خالص علم خود به آنچه ديگرى را به آن مـخـصـوص نـگـردانيده است ، هشام گفت كه آيا چنين نيست كه حق تعالى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از شـجـره عبد مناف به سوى كافه خلق مبعوث گردانيده از سفيد و سـيـاه و سـرخ پـس از كـجـا ايـن مـيـراث مـخـصـوص شـمـا گـردانـيـده اسـت و حـال آنـكـه حـضـرت رسـول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر همه خلق مبعوث است ، خدا در قـرآن مـجـيـد مـى فرمايد (وَ للّهِ ميراثُ السَّمواتِ وَالاَرْضِ) پس به چه سبب ميراث علم مخصوص شما شد و حال آنكه بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيغمبرى مبعوث نگرديد و شما پيغمبران نيستيد. پـدرم فـرمـود: از آنجا خدا ما را مخصوص گردانيده كه به پيغمبر خود وحى فرستاد كه ( لاتُحَرِّك بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ) ؛ و امر كرد پيغمبر خود را كه مـخصوص گرداند ما را به علم خود و به اين سبب حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برادر خود على بن ابى طالب عليه السّلام را مخصوص مى گردانيد به رازى چند كـه از سـايـر صـحـابـه مـخـفـى مـى داشـت و چـون ايـن آيـه نـازل شـد ( وَ تـَعـِيـَهـا اُذْنٌ واعـِيـَةٌ ) يـعنى حفظ مى كند آنها را گـوشـهـاى ضـبـط كـنـنـده و نـگـاه دارنـده ، پـس حـضـرت رسـول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فـرمـود: يـا عـلى ! مـن از خـدا سـؤال كردم كه آنها را گوش تو گرداند و به اين جهت على بن ابى طالب عليه السّلام مى فـرمـود كـه حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هزار باب از علم تعليم مى نمود كه از هـر بابى هزار باب ديگر گشوده مى شود؛ چنانچه شما راز خود به مخصوصان خود مى گـويـيـد و از ديـگـران پـنـهـان مـى داريـد هـمـچـنـيـن حـضـرت رسـول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رازهـاى خـود را بـه عـلى عليه السّلام مى گفت و ديـگـران را مـحـرم آنـهـا نـمـى دانـسـت ، هـمـچـنـين على بن ابى طالب عليه السّلام كسى از اهـل بـيت خود را كه محرم آن اسرار بود و به آن رازها مخصوص گردانيد، و به اين طريق آن عـلوم و اسرار به ما ميراث رسيده است ، هشام گفت : على دعوى اين مى كرد كه من علم غيب مـى دانـم و حـال آنـكـه خـدا در علم غيب احدى را شريك و مطلع نگردانيده است پس از كجا اين دعـوى مـى كـرد؟ پـدرم فـرمـود كـه حـق تـعـالى بـر حـضـرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كتابى فرستاد و در آن كتاب بيان كرده آنچه بوده و خواهد بود تا روز قيامت چنانچه فرموده است (وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْيانَا لِكُلّ شَى ء وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ )

و بـاز فـرمـوده است : ( وَ كُلُّ شَى ءٍ اَحْصَيْناهُ فِى اِمامٍ مُبينٍ) و فرموده است كه (ما فَرَّطْنا فِى الْكِتابِ مِْن شَى ءٍ.)

پـس حـق تـعـالى وحـى فـرسـتـاد به سوى پيغمبر خود كه هر غيب و سرّ كه به سوى او فـرسـتـاده البـتـه عـلى عليه السّلام را بـر آنـهـا مـطـلع گـردانـد و حـضـرت رسـول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر كرد على عليه السّلام را كه بعد از او قرآن را جـمـع كـن و مـتـوجـه غسل و تكفين و حنوط او شود و ديگرا را حاضر نكند و به اصحاب خود گفت كه حرام است بر اصحاب و اهل من كه نظر كنند به سوى عورت من مگر برادر من على كـه او از من است و من از اويم و از او است مال من و بر او لازم است آنچه بر من لازم بود و او است ادا كننده قرض من و وفا كننده به وعده هاى من ، پس به اصحاب خود گفت كه على بن ابـى طـالب عليه السّلام بـعـد از مـن قـتـال خـواهـد كـرد بـا مـنـافـقـان بـر تـأويـل قـرآن چـنـانـچـه مـن قـتـال كـردم بـا كـافـران بـر تـنـزيـل قـرآن و نـبـود نـزد احـدى از صـحـابـه جـمـيـع تـأويـل قـرآن مـگـر نـزد عـلى عليه السّلام و بـه ايـن سـبـب حـضـرت رسـول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه داناترين مردم به علم قضا على بن ابى طالب عليه السّلام است ، يعنى او بايد كه قاضى شما باشد. و عمر بن خطّاب مكرّر مى گـفـت : اگـر عـلى نـمـى بـود عـمـر هـلاك مى شد، عمر گواهى به علم آن حضرت مى داد و ديگران انكار مى كردند.

پس هشام ساعتى طويل سر به زير افكند پس سر برداشت و گفت : هر حاجت كه دارى از من طلب كن ؟ پدرم گفت كه اهل و عيال من از بيرون آمدن من ، در وحشت و در خوف اند استدعا دارم كه مرا رخصت مراجعت دهى ، هشام گفت : رخصت دادم در همين روز روانه شو. پس پدرم دست در گردن او آورد وداع كرد و من نيز او را وداع كرده و بيرون آمديم .

چـون به ميدان بيرون خانه او رسيديم در منتهاى ميدان جماعت كثيرى ديديم كه نشسته اند، پدرم پرسيد كه ايشان كيستند؟ حاجب هشام گفت : قسّيسان و رهبانان نصارى اند در اين كوه عـالمـى دارنـد كـه دانـاتـريـن عـلمـاى ايـشـان اسـت و هـر سـال يـك مـرتـبـه بـه نـزد او مـى آيـنـد و مـسـائل خـود را از او سـؤ ال مـى كـنـنـد و امروز براى آن جمع شده اند. پس پدرم به نزد ايشان رفت و من نيز با او رفـتم ، پدرم سر خود را به جامه پيچيد كه او را نشناسند و با آن گروه نصارى به آن كـوه بـالا رفـت ، و چـون نـصـارى نـشـسـتند پدرم نيز در ميان ايشان نشست و آن ترسايان مـسـندها براى عالم خود انداختند و او را بيرون آوردند و بر روى مسند نشاندند و او بسيار مـعـمّر شده بود و بعضى حواريون اصحاب عيسى را دريافته بود و از پيرى ، ابروهاى او بر ديده اش افتاده بود، پس ابروهاى خود را به حرير زردى بر سر بست و ديده هاى خـود را مانند ديده هاى افعى به حركت درآورد، و به سوى حاضران نظر كرد، و چون خبر هشام رسيد كه آن حضرت به دير نصارى رفت كسى از مخصوصان خود فرستاد كه آنچه مـيـان ايـشان و آن حضرت مى گذرد او را خبر دهد، چون نظر آن عالم بر پدرم افتاد گفت : تـو از مـايى يا امت مرحومه ؟ حضرت فرمود: بلكه از امت مرحومه ام ، پرسيد كه از علماى ايشان يا از جهال ايشان ؟ فرمود كه از جهال ايشان نيستم ، پس بسيار مضطرب شد و گفت : مـن از تـو سـؤ ال كـنـم يـا تـو از مـن سـؤال مـى كـنـى ؟ پـدرم فـرمـود: تـو سـؤال كـن ! نـصـرانـى گـفت : اى گروه نصارى ! غريبه است كه مردى از امت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بـه مـن مـى گـويـد كـه از مـن سـؤ ال كن ، سزاوار است كه مسأله اى چند از او بپرسم ، پس گفت : اى بنده خدا! خبر ده مرا از ساعت كه نه از شب است و نه از روز؟ پدرم فرمود: مابين طلوع صبح است تا طلوع آفتاب ، گـفـت : پـس از كدام ساعتها است ؟ پدرم فرمود كه از ساعات بهشت است و در اين ساعات بـيـمـاران ما به هوش مى آيند، و دردها ساكن مى شود، و كسى را كه شب خواب نبرد در اين ساعت به خواب مى رود و حق تعالى اين ساعت را موجب رغبت رغبت كنندگان به سوى آخرت گـردانـيـده و از بـراى عـمـل كـنـنـدگـان بـراى آخـرت دليـل واضـحـى سـاخـتـه و بـراى انـكـار كـنـنـدگـان و مـتـكـبـران كـه عـمـل بـراى آخـرت نـمـى كنند حجتى گردانيده نصرانى گفت : راست گفتى ، مرا خبر ده از آنـچـه دعـوى مـى كـنـيـد كـه اهـل بـهـشـت مـى خـورنـد و مـى آشـامـند و از ايـشـان بـول و غـايـط جدا نمى شود، آيا در دنيا نظير آن هست ؟ حضرت فرمود: بلى جنين در شكم مـادر مـى خـورد از آنـچـه مـادر او مى خورد و از او چيزى جدا نمى شود. نصرانى گفت : تو نـگـفـتـى كـه مـن از عـلمـاى ايـشـان نـيـسـتـم ؟! حـضـرت فـرمـود كـه مـن گـفـتـم از جـهـال ايـشـان نـيستم . نصرانى گفت : مرا خبر ده از آنچه دعوى مى كنيد كه ميوه هاى بهشت بـرطـرف نـمـى شـود هـرچـنـد از آن تـنـاول مـى كـنـنـد بـاز بـه حـال خـود هـسـت آيا در دنيا نظيرى دارد؟ حضرت فرمود كه بلى نظير آن در دنيا چراغ است كـه اگـر صـد هـزار چـراغ از آن بيفروزند كم نمى شود و هميشه هست . نصرانى گفت : از تـو مـسـأله اى سـؤال مـى كـنـم كـه نـتـوانـى جـواب گـفـت ، حـضـرت فـرمـود كـه سـؤال كـن ، نـصـرانـى گـفـت : مرا خبر ده از مردى كه با زن خود نزديكى كرد و آن زن به دو پـسـر حـامله شـد و هر دو در يك ساعت متولد شدند و در يك ساعت مردند و در وقت مردن يكى پـنـجـاه سـال از عـمـر او گـذشـتـه بـود و ديـگـر صـد و پـنـجـاه سـال زنـدگانى كرده بود؟ حضرت فرمود كه آن دو فرزند عزير و عزر بودند كه مادر ايـشـان بـه ايـشـان در يـك شـب در يـك سـاعـت حـامـله شـد و در يك ساعت متولد شدند و سى سـال بـا يـكـديـگـر زنـدگـانـى كـردنـد پـس حـق تـعـالى عـزير را ميراند و بعد از صد سال او را زنده كرد و بيست سال ديگر با برادر خود زندگانى كرد و هر دو را يك ساعت فـوت شـدنـد. پس آن نصرانى برخاست و گفت : از من داناترى را آورده ايد كه مرا رسوا كـنـد بـه خدا سوگند كه تا اين مرد در شام است ديگر من با شما سخن نخواهم گفت هرچه خواهيد از اوسؤال كنيد.

و بـه روايـت ديـگـر چـون شـب شـد آن عـالم به نزد آن حضرت آمد و معجزات مشاهده كرد و مـسـلمـان شد، چون اين خبر به هشام رسيد و به او گفتند خبر مباحثه حضرت امام محمدباقر عليه السّلام بـا نـصـرانـى در شـام مـنـتـشـر شـده و بـر اهـل شـام عـلم و كـمـال او ظـاهر گرديده او جايزه اى براى پدرم فرستاد و ما را به زودى روانه مدينه كرد.

و بـه روايـت ديـگـر آن حـضـرت را بـه حـبـس فـرسـتـاد، بـه هـمـان مـلعـون گـفـتـنـد كـه اهل زندان همه مريد او گرديده اند پس به زودى حضرت را روانه مدينه كرد، و پيش از ما پـيـك مـسـرعـى فرستاد كه در شهرها كه در سر راه است ندا كنند در ميان مردم كه دو پسر جـادوگـر ابـوتـراب مـحـمـّد بـن عـلى و جـعفر بن محمّد كه من ايشان را به شام طبيده بودم مـيـل كـردنـد بـه سوى ترسايان و دين ايشان را اختيار كردند پس هركه به ايشان چيزى بفروشد يا بر ايشان سلام كند يا با ايشان مصافحه كند خونش هدر است ، چون پيك به شـهـر مـديـن رسـيـد بـعـد از آن مـا وارد شـهـر شـديـم و اهـل آن شـهـر درهـا بـر روى مـا بـستند و ما را دشنام دادند و ناسزا به على بن ابى طالب عليه السّلام گـفتند و هرچند ملازمان ما مبالغه مى كردند در نمى گشودند و آذوقه به ما نمى دادند، چون ما به نزديك دروازه رسيديم پدرم با ايشان به مدارا سخن گفت و فرمود از خدا بترسيد ما چنان نيستيم كه به شما گفته اند، و اگر چنان باشيم ، شما با يهود و نـصـارى مـعـامـله مى كنيد، چرا از مبايعه ما امتناع مى نماييد، آن بدبختان گفتند كه شما از يهود و نصارى بدتريد (نعوذباللّه )؛ زيرا كه ايشان جزيه مى دهند و شما نمى دهيد.

هـرچـنـد پـدرم ايشان را نصيحت كرد سودى نبخشيد و گفتند در نمى گشاييم بر روى شما تـا شـمـا و چـهـارپايان شما هلاك شويد. حضرت چون اصرار آن اشرار مشاهده نمود پياده شـد و فـرمـود: اى جـعـفـر! تـو از جاى خود حركت مكن . و كوهى در آن نزديكى بود كه بر شـهـر مـديـن مـشـرف بـود حـضرت بر آن كوه برآمد و رو به جانب شهر كرد و انگشت بر گـوشـهـاى خـود گـذاشـت و آيـاتـى كـه حـق تـعـالى در قـصـه شـعـيـب فـرسـتـاده اسـت و مشتمل است بر مبعوث گرديدن شعيب بر اهل مدين و معذب گرديدن ايشان به نافرمانى او، بـر ايـشـان خواند تا آنجا كه حق تعالى مى فرمايد: ( بَقِيَّةُاللّهِ خَيْرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ )

پـس فـرمـود كه ماييم به خدا سوگند بقيه خدا در زمين ، پس حق تعالى باد سياهى تيره بـرانـگـيخت كه آن صدا را به گوش مرد و زن و صغير و كبير ايشان رسانيد و ايشان را دهـشـت عظيم عارض شد و بر بامها برآمدند و به جانب آن حضرت نظر مى كردند پس مرد پيرى از اهل مدين پدرم را به آن حالت مشاهده كرد و به صداى بلند ندا كرد در ميان شهر كـه از خـدا بـتـرسـيـد اى اهـل مدين كه اين مرد در موضعى ايستاده است كه در وقتى حضرت شعيب قوم خود را نفرين كرد در اين موضع ايستاده بود، و به خدا سوگند كه اگر در به روى او نـگـشـايـيـد مـثـل آن عـذاب بـر شـمـا نـازل خواهد شد، پس ايشان ترسيدند و در را گـشـودنـد و مـا را در مـنـازل خـود فـرود آوردند و طعام دادند و ما روز ديگر از آنجا بيرون رفـتيم . پس والى مدين اين قصه را به هشام نوشت آن ملعون به او نوشت كه آن مرد پير را به قتل رسانيد. و به روايت ديگر آن مرد پيرد را طلبيد و پيش از رسيدن به هشام به رحـمـت الهى واصل گرديد. پس هشام لعين به والى مدينه نوشت كه پدرم را به زهر هلاك كـنـد و پـيـش از آنـكـه ايـن اراده بـه عـمـل آيـد هـشـام بـه درك اسفل جحيم واصل شد.

در بیان شهادت آن حضرت ( علیه السّلام )

در ( بـصـائرالدرجـات ) مـنـقول است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فـرمـود كـه در شـب وفـات پـدر بزرگوار خود به نزد آن حضرت رفتم كه با او سخن بگويم ، مرا اشاره كرد كه دور رو و با كسى رازى مى گفت كه من او را نمى ديدم يا آنكه بـا پـروردگـار خـود مـناجات مى كرد، پس بعد از ساعتى به خدمت او رفتم فرمود كه اى فـرزنـد گـرامـى ! مـن در ايـن شـب دار فـانـى را وداع مـى كـنـم و بـه ريـاض قـدس ارتـحـال مـى نـمـايـم و در ايـن شب حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به عالم بـقـاء رحـلت نـمـود و در ايـن وقـت پـدرم حـضـرت عـلى بـن الحـسـين عليه السّلام براى من شربتى آورد كه من آشاميدم و مرا بشارت لقاى حق تعالى داد.

در تاريخ وفات آن حضرت اختلاف است و مختار احقر آن است كه در روز دوشـنـبه هفتم ذيحجه سنه صد و چهاردهم به سن پنجاه و هفت در مدينه مشرفه واقع شد و ايـن در ايـام خلافت هشام بن عبدالملك بود، و گفته شده كه من حضرت را ابراهيم بن وليد بـن عـبـدالمـلك بـن مـروان بـه زهـر شهيد كرده و شايد به امر هشام بوده ؛ و قبر مقدس آن حضرت به اتفاق در بقيع واقع شده است در پهلوى پدر و عم بزرگوار خود حضرت امام حسن عليه السّلام.

و كـليـنى به سند معتبر روايت كرده است كه چون حضرت امام محمدباقر عليه السّلام به دار بقاء رحلت نمود حضرت صادق عليه السّلام مى فرمود كه هر شب چراغ مى افروختند در حجره اى كه آن حضرت در آن حجره وفات يافته بود.

آخرین بروزرسانی (جمعه, 01 مهر 1390 ساعت 20:29)

 
امروز : دوشنبه
01. خرداد 1391
29. جمادي‌الثاني 1433
21. می 2012
ترکشهای معنوی

امام خمینی همه چیز من است

شهید محمد بروجردی

ره توشه

زه توشه

 

مطالب بیشتر
313مرد در یک نگاه
313
در باره ما
چهارشنبه, 30 شهریور 1390
بسم رب المهدی   امام (عج)در انتظار آن ها به سر می برد، هنگام ظهور امام قائم علیه... ادامه مطلب...
سردار عراقی: گروهک پژاک با 180 کشته و 300 زخمی تسلیم شد
جمعه, 08 مهر 1390
  جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه گفت: گروهک پژاک تمام شرایط جمهوری اسلامی را... ادامه مطلب...
آمريكا چگونه جهان را شنود مى‏كند؟
پنجشنبه, 14 مهر 1390
آژانس امنيت ملى آمريكا نتوانسته است حوادث و وقايع مهمى مثل سوءقصدهاى پياپى عليه... ادامه مطلب...
گسترش امواج قیام وال‌استریت
پنجشنبه, 14 مهر 1390
صدها دانشجو در نیویورک روز گذشته برای نشان دادن همبستگی خود با جنبش وال‌استریت... ادامه مطلب...
رهبر انقلاب به جوانان: نخبه باید دلبستگی معنوی به کشور و ملت داشته باشد
پنجشنبه, 14 مهر 1390
ایران، برای دستیابی به قله های پیشرفت و عزت و افتخار، نیازمند دانشمندان و نخبگانی... ادامه مطلب...
کشته های سوری غرب برای سوریه
پنجشنبه, 14 مهر 1390
به گزارش رویترز: "سازمان عفو بین الملل یک ماه پیش در گزارشی ادعا کرده بود" زینب... ادامه مطلب...
از اول هم متكي به S300 نبوديم
دوشنبه, 18 مهر 1390
فرمانده قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء(ص) با اشاره به عدم تحويل سامانه S300 از... ادامه مطلب...
امام خامنه ای:جنبش وال استریت نظام سرمایه‌داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد+عکس
چهارشنبه, 20 مهر 1390
مقام معظم رهبری در سخنرانی صبح امروز خود در جمع مردم کرمانشاه با اشاره به جنبش "وال... ادامه مطلب...
مادر مقتول :به احترام قدوم رهبر انقلاب از خون پسرم گذشتم
شنبه, 23 مهر 1390
گذشت خانواده مقتول از قصاص به احترام قدوم رهبر انقلاب به بركت ورود رهبر معظم... ادامه مطلب...
مردودين فتنه عليه جبهه پايداري شيطنت مي‌كنند
سه شنبه, 26 مهر 1390
سومین همایش استانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی بعد از خراسان رضوی و فارس به... ادامه مطلب...
محرمات
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
آنچه بجا آوردنش سزاوار نيست به آن حرام گويند و محرمات اخلاقى عبارت است از: 1ـ... ادامه مطلب...
فضائل
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
فضائل اخلاقى كه زينت بخش مسلمان است عبارت است از:1 ـ انصاف.2 ـ كمك بخوبى . 3 ـ اصلاح... ادامه مطلب...
رذائل
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
رذائل اخلاقى كه انسان را به سقوط مى گرايد عبارتند از:1 ـ حس انتقام جوئى . 2 ـ فخريه... ادامه مطلب...
اخلاق ورزشی و خصوصیات یک ورزشکار مسلمان
دوشنبه, 09 آبان 1390
1- ایمان: اولین خصوصیت یک ورزشکار مسلمان، ایمان و تقوای اوست. نیرومند بودن به... ادامه مطلب...
امشب را قدر بدانید!/این روز را از دست ندهید!
شنبه, 14 آبان 1390
امشب شب عرفه است كه براي اين شب و فردا (روز عرفه) اعمال و سفارش‌هاي زيادي در منابع... ادامه مطلب...
نیمه عمر جوان
یکشنبه, 14 اسفند 1390
به جوانی از بنی اسرائیل خبر دادند که خداوند نیمی از عمرت، تو را ثروتمند و بی نیاز و... ادامه مطلب...
دعای رویت هلال ماه نو
سه شنبه, 04 بهمن 1390
  هنگام رؤیت هلال این دعا را که در «صحیفه سجّادیه» آمده است بخواند که بسیار... ادامه مطلب...
زیارت امیرمؤمنان على(علیه السلام) در روز یکشنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ، وَالدَّوْحَةِ الْهاشِمِیَّةِ... ادامه مطلب...
زیارت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در روز شنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّکَ... ادامه مطلب...
زیارت صدّیقه کبرى(علیها السلام):
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مُمْتَحَنَةُ، اِمْتَحَنَکِ الَّذى خَلَقَکِ، فَوَجَدَکِ... ادامه مطلب...
زیارت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) در روز دوشنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
ابتدا خطابش را متوجّه امام حسن مجتبى(علیه السلام) کند و بگوید: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ... ادامه مطلب...
زیارت امام سجاد و امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) در روز سه شنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا خُزّانَ عِلْمِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا... ادامه مطلب...
زیارت امام موسى کاظم،امام رضا،امام جواد و امام هادى(علیهم السلام) در روز چهارشنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَوْلِیآءَ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا حُجَجَ... ادامه مطلب...
زیارت امام حسن عسکرى(علیه السلام) در روز پنج شنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِىَّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ... ادامه مطلب...
زیارت حضرت مهدى، امام زمان(علیه السلام) در روز جمعه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ فى اَرْضِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ... ادامه مطلب...
فرق بین مبانی اسلام و موازین اسلام
سه شنبه, 05 مهر 1390
«مبانی» جمع مبنا، از ریشه "بنی"، به معنای پایه و هر چه که بر آن و با تکیه بر آن بر... ادامه مطلب...
دین چیست؟
سه شنبه, 05 مهر 1390
در تفسير «دين» آرا و مطالب گوناگونى از سوى غربيان مطرح شده است. «جان هيك» در كتاب... ادامه مطلب...
پشت پرده وهابيت
پنجشنبه, 14 مهر 1390
هدف ظاهري وهابيت عبارت است از اخلاص در توحيد و جنگ با شرك و بت پرستي ، ولي واقعيت... ادامه مطلب...
آشنايي با آيين مسيحيت
جمعه, 15 مهر 1390
1- عصر ظهور عيسى (ع ) حضرت عيسى مسيح (ع ) در نقطه اى ازجهان متولد شد كه به تازگى زير... ادامه مطلب...
آشنايي با آيين مسيحيت
جمعه, 15 مهر 1390
12- اعتقادات علم لاهوت (يا الهيات ) نزد مسيحيان به تمام مظاهر تلاش آنان براى فهم... ادامه مطلب...
منظور قرآن از تورات و انجيل كدام است؟
جمعه, 15 مهر 1390
اما بايد ديد كه منظور از تورات چيست و قرآن كريم از اين اسم چه كتابى را در نظر دارد؟... ادامه مطلب...
اِنجيل
جمعه, 15 مهر 1390
كلمه يونانى و معنيش مژده است. مسيحيان از اين جهت آنرا مژده مىدانند كه به اعتقاد... ادامه مطلب...
آشنايي با آيين يهوديت
جمعه, 15 مهر 1390
عبرانيان يهوديان مانند اعراب و آشوريان ، از نژاد سامى هستند. زبان ، ادبيات ، فرهنگ... ادامه مطلب...
درآمدى بر شناخت كتاب مقدس
جمعه, 15 مهر 1390
كتاب مقدس عنوان مجموعه‏اى از نوشته‏هاى كوچك و بزرگ است كه مسيحيان همه آنها را و... ادامه مطلب...
توحيد
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
توحيد آن است كه انسان بداند جهان را (خداى يكتا) آفريده و به آن هستى بخشيده و همه چيز... ادامه مطلب...
عدل
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
  بدين معنى كه: دادگر است و به كسى ستم نمى نمايد و كارى را بدون حكمت انجام نمى دهد،... ادامه مطلب...
نبوت
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
پيامبر به كسى مى گويند كه: خداوند متعال به او وحى مى فرمايد و پيامبران بر دو دسته... ادامه مطلب...
امامت
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
خداوند همانگونه كه پيامبران را تعيين مى فرمايد جانشينان پيامبران را نيز تعيين مى... ادامه مطلب...
معاد
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
معاد عبارت است از اينكه: خداوند انسان را پس از مردن زنده مى كند تا نيكوكاران را... ادامه مطلب...
حاج آقا رحیم ارباب
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1297 ق . محل ولادت : اصفهان . وفات : 1396 ق . محلّ دفن : اصفهان . محلّ تحصیل : اصفهان ،... ادامه مطلب...
سیّد ابوالحسن اصفهانی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1284 ق . محل ولادت : اصفهان . وفات : 1365 ق . محلّ دفن : نجف . محلّ تحصیل : اصفهان ،... ادامه مطلب...
سیّد جلال الدین آشتیانی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1343 ق . محل ولادت : آشتیان . وفات : 1426 ق . محلّ دفن : مشهد . محلّ تحصیل : قم ، نجف .... ادامه مطلب...
سیّد محمّدحسن الهی طباطبایی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1325 ق . محل ولادت : تبریز . وفات : 1388 ق . محلّ دفن : قم . محلّ تحصیل : تبریز ، نجف .... ادامه مطلب...
سیّدحسین بروجردی طباطبایی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1292 ق . محل ولادت : بروجرد . وفات : 1380 ق . محلّ دفن : قم . محلّ تحصیل : بروجرد ،... ادامه مطلب...
سیّدرضا بهاء الدّینی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1327 ق . محل ولادت : قم . وفات : 1418 ق . محلّ دفن : قم . محلّ تحصیل : قم . اساتید :... ادامه مطلب...
سیّده نصرت بیگم امین (بانو امین)
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1308 ق . محل ولادت : اصفهان . وفات : 1403 ق . محلّ دفن : تخت فولاد اصفهان . محلّ تحصیل... ادامه مطلب...
شیخ محمّد بهاری
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1265 ق . محل ولادت : بهار همدان . وفات : 1325 ق . محلّ دفن : بهار همدان . محلّ تحصیل :... ادامه مطلب...
شیخ مرتضی انصاری (شیخ اعظم)
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1214 ق . محل ولادت : دزفول . وفات : 1281 ق . محلّ دفن : نجف . محلّ تحصیل : دزفول،... ادامه مطلب...
مستندات دخالت انگليس در مرگ 10 ميليون ايراني
چهارشنبه, 13 مهر 1390
بازخوانی وضعیت ایران در سالهای 1917 الی 1919 مستندات دخالت انگليس در مرگ 10 ميليون... ادامه مطلب...
چگونه مسير تاريخ اسلام در جنگ صفين تغيير كرد؟
پنجشنبه, 14 مهر 1390
تغيير مسير جنگ صفين و تاريخ اسلام امام (ع)در روز سه شنبه دهم ماه ربيع الاول سال 38... ادامه مطلب...
سالروز ازدواج امیرالمومنین (علیه السلام) وبی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
جمعه, 06 آبان 1390
در آیاتی از قرآن، اشاره ی غیر مستقیم به پیوندی آسمانی و برکات حاصل از آن، شده... ادامه مطلب...
به مناسبت فرار شاه از كشور(26 دی 1357) سیری اجمالی در عوامل فرار شاه و حوادث منتهی به ...
یکشنبه, 25 دی 1390
شكست طرح آشتی ملی و رسوایی این حربه، تردید و اختلاف درونی سران در بكارگیری سیاست... ادامه مطلب...
نوروز ايرانيان؛ از منظر حضرت امام جعفر صادق (ع)
پنجشنبه, 10 فروردین 1391
نوروزي نيست كه ما در آن منتظر فرج نباشيم، چرا كه آن روز از براي ماست، ايرانيان آن... ادامه مطلب...
شهيد علي تجلايي
یکشنبه, 03 مهر 1390
شب فردایی كه می‏خواست، عازم جبهه شود وسایل سفرش را مرتب می‏كرد. لباس پاره... ادامه مطلب...
خدا حافظ حمیـــــــــــــــــــــــــد!
یکشنبه, 03 مهر 1390
خاطره ای از حسن رحیم پور ازغدی بمناسبت سالگرد عملیات کربلای چهار تقی حیدری وقتی... ادامه مطلب...
دوقلوهای افسانه ای لشگر27
یکشنبه, 03 مهر 1390
همه جا با هم بودند، بین بچه های لشکر تابلو شده بودند،‌سرنماز، درواحد، هنگام غذا... ادامه مطلب...
شهید اسماعیل اخلاصی
یکشنبه, 03 مهر 1390
قائم مقام فرمانده گردان امیر المومنین(ع)لشگر مکانیزه 31عاشورا(سپاه پاسداران... ادامه مطلب...
عملیات بیت المقدس
یکشنبه, 03 مهر 1390
استان خوزستان به علت داشتن ذخائر نفتی و موقعیت مهم خود مخصوصا شهر خرمشهر به دلیل... ادامه مطلب...
وصيت‌نامه شهيد محمود پازوکي
دوشنبه, 04 مهر 1390
«ما مثل حسين (ع) وارد جنگ شديم و مثل حسين (ع) بايد به شهادت برسيم» (امام خميني (ع)) به... ادامه مطلب...
اخلاق جنگ
سه شنبه, 05 مهر 1390
«صلح‏» كلمه بسيار مقدسى است، محور آرزوها و اميدهاست، همه مى‏دانند كه آزادى كامل... ادامه مطلب...
عطش قدرت
سه شنبه, 05 مهر 1390
داود الهامى «برتراند راسل‏» رياضى‏دان و فيلسوف نامى و معاصر انگلستان‏كتابى به... ادامه مطلب...
هم شاگردی سلام
سه شنبه, 05 مهر 1390
با قاب عکس و گل که نمی شد جای خالی یک آدم را با همه ی خاطراتش پر کرد معلم ها می آمدند... ادامه مطلب...
ره توشه راهیان نور
جمعه, 11 فروردین 1391
امام خامنه ای:زنده نگاه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست! در این صفحه هر آنچه از... ادامه مطلب...
سیره حضرت زهرا سلام الله علیها
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
فصل اوّل : در بيان ولادت با سعادت حضرت فاطمه عليهاالسّلامشـيـخ طـوسى در (مصباح ) و... ادامه مطلب...
مروری بر سیره حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
فصل اوّل : در نسب شريف حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّمهـُوَ... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام علی (علیه السّلام )
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
مـشـهـور آن اسـت كـه آن حـضـرت در روز جـمـعـه سـيـزدهـم مـاه رجـب بـعـد از سـى... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام حسن مجتبی ( علیه السّلام )
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
مشهور آن است كه ولادت حضرت امام حسن عليه السّلام در شب سه شنبه نيمه ماه مبارك رمضان... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام حسین (علیه السّلام)
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
مشهور آن است كه ولادت آن حضرت در مدينه در سوم ماه شعبان بوده ، و شيخ طوسى رحمه اللّه... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام زین العابدین (علیه السّلام)
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
در تـاريـخ مـيـلاد آن حـضـرت اخـتـلاف بـسـيـار اسـت و شـايـد اصـح اقوال نيمه... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام محمد باقر (علیه السّلام)
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
ولادت بـا سـعـادت آن حـضـرت روز دوشـنـبـه سـوم صـفـر يـا در غـرّه رجـب سـال... ادامه مطلب...
مروري بر سيره امام جعفر صادق ( علیه السّلام )
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
ولادت بـاسـعـادت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در روز دوشنبه هفدهم ماه ربيع... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام موسی کاظم علیه السّلام
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
ولادت با سعادت آن حضرت در روز يكشنبه هفتم ماه صفر سنه صد و بيست و هشت در ابواء ـ كـه... ادامه مطلب...
نماز
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
نماز بر دو قسم است: واجب و مستحب:وضو:پيش از نماز بايد وضو گرفت، ترتيب وضو و آداب آن... ادامه مطلب...
روزه
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
بر هر فرد مكلف واجب است كه: در ماه مبارك رمضان اگر مريض يا مسافر يا حائض يا معذور... ادامه مطلب...
خمس
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
خمس عبارت است از يك پنجم مال كه در اين هفت چيز واجب مى شود:1 ـ سودى كه از راه: تجارت،... ادامه مطلب...
زكات
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
زكات بر نه چيز واجب است:1 ـ خرما.2 ـ كشمش.3 ـ گندم.4 ـ جو.5 ـ شتر.6 ـ گوسفند.7 ـ گاو.8 ـ طلا.9... ادامه مطلب...
حج
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
يكى از اركان اسلام حج است و بر هر فرد مكلفى كه قدرت داشته باشد، واجب است در مدت عمر... ادامه مطلب...
جهاد
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
جهاد از امورى است كه بر مسلمانان واجب شده و معنى آن جنگيدن براى پيشرفت اسلام است،... ادامه مطلب...
امر به معروف
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
امر به معروف از فروع مهم اسلام است، (معروف) آن است كه اسلام بدان امر نموده، و انجام... ادامه مطلب...
نهى از منكر
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
و آن نيز از فروع مهم اسلام است: مسلمانان به جهاتى چند بر ملتهاى ديگر برترى دارند،... ادامه مطلب...
تولى و تبرى
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
تولى، يعنى: دوستى خدا و پيامبران و امامان عليهم السلام. تبرى، يعنى: بيزارى از... ادامه مطلب...
«قرآن»
شنبه, 16 مهر 1390
درباره لفظ «قرآن» چند معنا گفته شده:1. قرآن بر وزن «غُفران»، مصدر و از مادّه (قرأ)... ادامه مطلب...
فرشتگان در بوته آزمايش
شنبه, 07 آبان 1390
پروردگار استعداد درك حقايق هستى را در آدم به فعليت رسانيد و به گفته قرآن" به آدم... ادامه مطلب...
سكونت آدم و همسرش حوا در بهشت
شنبه, 07 آبان 1390
از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه آدم براى زندگى در روى زمين، همين زمين معمولى... ادامه مطلب...
شجره ممنوعه چه درختي بوده است؟
شنبه, 07 آبان 1390
در شش مورد از قرآن مجيد اشاره به شجره ممنوعه شده است، بدون اينكه درباره كيفيت و يا... ادامه مطلب...
خداوند چگونه علم الاسماء را به آدم تعليم داد
شنبه, 07 آبان 1390
آدم به لطف پروردگار داراى استعداد فوق العاده‏اى براى درك حقايق هستى بود. خداوند... ادامه مطلب...
توبه و بازگشت آدم به سوي خدا
شنبه, 07 آبان 1390
فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كلِمَتٍ فَتَاب عَلَيْهِإِنَّهُ هُوَ التَّوَّاب... ادامه مطلب...
ازدواج فرزندان آدم چگونه بوده است؟
شنبه, 07 آبان 1390
و بث منهما رجالا كثيرا و نساء اين جمله مي گويد : خداوند از آدم و همسرش ، مردان و زنان... ادامه مطلب...
سجده ملائک برای خدابود یا آدم؟
شنبه, 07 آبان 1390
شك نيست كه" سجده" به معنى" پرستش" براى خدا است، چرا كه در جهان هيچ معبودى جز خدا... ادامه مطلب...
آيا آدم مرتكب معصيت شد؟
شنبه, 07 آبان 1390
سرگذشت آدم و ابليس بارها در قرآن آمده است، ولى در هر مورد آميخته با نكته‏هاى... ادامه مطلب...
تجزیه و تحلیلی درباره ی 313 نفر
چهارشنبه, 30 شهریور 1390
تجزیه و تحلیلی درباره ی 313 نفر از یاران مخصوص امام زمان (علیه السّلام) و دیگر یاران... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه علم کلام
جمعه, 01 مهر 1390
دكتر حميد رضا حاجي ابراهيم در اين نوشتار، ابتدا به تفاوت فلسفه‏ ى دين و كلام جديد... ادامه مطلب...
مهدويت دراديان و ملل ديگر
جمعه, 01 مهر 1390
همانطور كه در مباحث ديگر ذكر شد، اعتقاد به منجي از سرشت الهي انسانها نشأت مي‌گيرد... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه فلسفه و عرفان
جمعه, 01 مهر 1390
سخنراني حجة الاسلام و المسلمين دكتر احمد بهشتي، در پنجمين گفتمان مهدويت ، پيرامون... ادامه مطلب...
مهدويت درفطرت
جمعه, 01 مهر 1390
بشر در مورد آينده چگونه مي‌انديشد؟ آيا اعتقاد به مهدويت يك اعتقاد به اصطلاح مترقي... ادامه مطلب...
مفهوم مهدى نوعى و اثبات ديدگاه تشيع درمورد حضرت مهدى(عج)
جمعه, 01 مهر 1390
آيت الله محمد مهدى آصفى (1) الحمدلله و ال"لوه و السلام على رسول الله و آله الطيبين... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربى1
جمعه, 01 مهر 1390
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربىترجمه بهروز جندقىآنچه در پى... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربى2
جمعه, 01 مهر 1390
مسيحا باورى در يهوديتاصطلاح مسيحا باورى بر نهضت، يا نظامى از عقايد و نظرات دلالت... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربى3
جمعه, 01 مهر 1390
مهدويت در اسلامشخصيت اسلامى مهدى، به معنى "درست هدايت شده" يا "هدايت شده از سوى... ادامه مطلب...
پیشینة تاریخی نظریه ولایت فقیه
دوشنبه, 04 مهر 1390
به‌ راستی‌ تاریخ‌ آغاز نظریة‌ ولایت‌ فقیه‌ را باید زمان‌ پیامبر(ص) دانست. به‌... ادامه مطلب...
تبيين مفهومى ((ولايت مطلقه فقيه))
دوشنبه, 04 مهر 1390
ولايت در لغت و عرف واژه ((ولايت)) ـ در اينجا ـ به همان مفهومى است كه در لغت و عرف رايج... ادامه مطلب...
شرايط ولايت مطلقه فقيه
دوشنبه, 04 مهر 1390
«شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است، مستقيما ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس... ادامه مطلب...
ويژگى‏هاى حكومت ولايت مطلقه فقيه
دوشنبه, 04 مهر 1390
امام خمينى (ره) تا آبان 1357 ش. تنها واژه حكومت اسلامى را كه در راس آن ولى فقيه است، به... ادامه مطلب...
ولايت نظارتى و حكومتى
دوشنبه, 04 مهر 1390
با نگاهى گذرا به انديشه‏ها و فعاليت‏هاى چهل ساله امام خمينى (ره)، به نظر مى‏رسد... ادامه مطلب...
ولايت فقيه در كتاب حكومت اسلامى
دوشنبه, 04 مهر 1390
امام خمينى (ره)، بحث درباره ولايت فقيه را در كتاب الرسائل (انتشار در 1332 ش). و تحرير... ادامه مطلب...
پایان افسانه جدایی دین و سیاست
سه شنبه, 05 مهر 1390
  دکتر جلیل عرفان منش: در اوایل دهه 1960 پس از انتخاب جان.اف کندی به‌عنوان... ادامه مطلب...
تصویر ناتمام از مردی تمام!
دوشنبه, 11 مهر 1390
هنوز هم برای پدر مادرها باورکردنی نیست که امام خمینی(ره) یک فصل از کتاب تاریخ... ادامه مطلب...
زندگی نامه امام خمینی(ره)
دوشنبه, 11 مهر 1390
روح‌الله الموسوی‌ الخمینی در روز بیستم جمادی‌الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا... ادامه مطلب...
كتاب لُهُوف
چهارشنبه, 09 آذر 1390
كتاب ((لُهُوف )) ابن طاوس اختصار و اشتهار را با هم جمع كرده و در نزد علماى برجسته... ادامه مطلب...
آثار و برکات سیدالشهداء علیه السلام
سه شنبه, 16 اسفند 1390
مقدمه‏ ۱- حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ، یک انسان کامل و شخصیتى استثنائى است که... ادامه مطلب...
صحیفه سجادیه
سه شنبه, 16 اسفند 1390
متوكل بن هارون، گفت: يحيى بن زيد بن على عليه‏السلام را ((بعد از شهادت پدرش)) " خ ل " در... ادامه مطلب...
jdoc:include type=