
در حال بارگذاری لطفا صبر کنید ....
شجره ممنوعه چه درختي بوده است؟
در شش مورد از قرآن مجيد اشاره به شجره ممنوعه شده است، بدون اينكه درباره كيفيت و يا نام آن سخنى به ميان آيد، ولى در منابع اسلامى دو نوع تفسير براى آن آمده است، يكى تفسير" مادى" كه طبق معروف در روايات،" گندم" بوده است .
بايد توجه داشت كه عرب" شجرة" را تنها به درخت اطلاق نمىكند، بلكه به بوتههاى گياهان نيز شجره مىگويد و لذا در قرآن مجيد به بوته كدو شجره اطلاق شده است "وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ "(صافات آيه 146).
و ديگرى تفسير" معنوى" كه در روايات از آن تعبير به" شجره حسد" شده است، زيرا طبق اين روايات، آدم پس از ملاحظه مقام و موقعيت خود چنين تصور كرد كه مقامى بالاتر از مقام او وجود نخواهد داشت، ولى خداوند او را به مقام جمعى از اولياء از فرزندان او (پيامبر اسلام و خاندانش) آشنا ساخت، او حالتى شبيه به حسد پيدا كرد، و همين شجره ممنوعه بود كه آدم مامور بود به آن نزديك نشود.
در حقيقت طبق اين روايات، آدم از دو درخت تناول كرد كه يكى از مقام او پائينتر بود و او را به سوى جهان ماده مىكشيد و آن گندم بود، و ديگرى درخت معنوى مقام جمعى از اولياء خدا بود كه از مقام و موقعيت او بالاتر قرار داشت و چون از دو جنبه از حد خود تجاوز كرد به آن سرنوشت گرفتار شد.
اما بايد توجه داشت كه اين حسد از نوع حسد حرام نبوده و تنها يك احساس نفسانى بوده است، بى آنكه كمترين گامى بر طبق آن بردارد.
و با توجه به اينكه آيات قرآن چنان كه كرارا گفتهايم، داراى معانى مختلف است مانعى ندارد كه هر دو معنى از آيه اراده شود.
اتفاقا كلمه" شجرة" در قرآن مجيد در هر دو معنى به كار رفته است، گاهى در معنى درختان معمولى و مادى مثل "و شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ "(مؤمنون- 20) كه اشاره به درخت زيتون است، و گاهى در شجره معنوى به كار رفته مانند"وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ "(اسراء- 60) كه منظور از آن، جمعى از مشركان يا يهود و يا اقوام طاغى ديگر همانند بنى اميه مىباشد.
البته مفسران احتمالات متعدد ديگرى درباره شجره ممنوعه دادهاند، ولى آنچه گفتيم از همه روشنتر است.
اما نكتهاى كه در اينجا بايد يادآور شد ، اين است كه در تورات ساختگى كه امروز مورد قبول همه مسيحيان دنيا و يهود است، شجره ممنوعه به عنوان شجره علم و دانش و شجره حيات و زندگى معرفى شده است. تورات مىگويد: آدم قبل از آنكه از شجره علم و دانش بخورد علم و دانشى نداشت و حتى برهنگى خود را تشخيص نمىداد، و هنگامى كه از آن خورد، و به معنى واقعى، آدم گرديد، از بهشت رانده شد، از ترس اينكه مبادا از درخت حيات و زندگى نيز بخورد و همچون خدايان حيات جاويدان پيدا كند.
و اين از روشنترين قرائنى است كه گواهى مىدهد، تورات فعلى كتاب آسمانى نيست بلكه ساخته مغز بشر كم اطلاعى است كه علم و دانش را براى آدم عيب مىپندارد و آدم را به گناه علم و دانش مستحق رانده شدن از بهشت خدا مىشمرد، گويا بهشت جاى افراد فهميده نبود! جالب اينكه دكتر" ويليام ميلر" كه او را به عنوان" مفسر برجسته و تواناى انجيل" (و به طور كلى عهدين) بهشمار مىآورند، در كتاب خود تحت عنوان" مسيحيت چيست" چنين مىنويسد:" شيطان به صورت مار داخل باغ شد و حوا را راضى كرد كه از ميوه آن درخت بخورد، سپس حوا آن را به آدم داد و آدم هم از آن ميوه خورد، اين عمل والدين اوليه ما تنها يك اشتباه معمولى، و يا خطايى از راه بىفكرى نبود، بلكه عصيان عمدى بر ضد خالق بود، به عبارت ديگر آنها مىخواستند، خدا شوند، آنها مايل نبودند مطيع اراده خدا گردند، بلكه مىخواستند اميال خود را انجام دهند، نتيجه چه شد؟ خدا آنها را به شدت سرزنش نمود و از باغ بيرون راند تا در جهان پر درد و رنج، زندگى كنند."
اين مفسر تورات و انجيل در حقيقت، خواسته است شجره ممنوعه تورات را توجيه كند ولى بالاترين گناه يعنى ضديت و جنگ با خدا را به آدم نسبت داده است.
منبع : (علم الکتاب )تفسیرنمونه سوره اعراف آیه 19
افزودن نظر
فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود.او زني است که عالم به او افتخار دارد.


