ذکر روز دوشنبه
یا قاضی الحاجات

امام زمان (عج) می فرمایند:

درباره مسائل شريعي خود به راويان احاديث ما روجوع کنيد که آنان حجت من بر شما و من حجت خدا هستم .
حضرت امام خمینی(ره)

فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود.او زني است که عالم به او افتخار دارد.

حضرت امام علی علیه السلام:

فاطِمَةُ

سِيدَةُ نِساءِ أهلِ الجَنَّة.

فاطمه

بانوى زنان بهشت است.

حضرت امام خامنه ای

زنى مثل فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله عليها) در همه‌ى‌ تاريخ، كيست؟! انسانى مثل على مرتضى در سرتاسر تاريخ بشريت، كجا نشان داده مى‌شود؟!

آخرین نظرات
  • اگه يه روز فرشته ها بگن چي مي خواي از خدا دستامو م... /ادامه مطلب...
  • آنان که به خود عشق و صفا را دیدند رفتند به جبهه ‌‌... /ادامه مطلب...
  • شلمچه شلمچه نخستین میعادگاه است... فتح الفتوح دلها... /ادامه مطلب...
  • یاد زیارت عاشورایی که پدر و مادرم میخوندن تو اون ل... /ادامه مطلب...
  • سلام ... من نمیدونم چی بگم و چه جوری بگم ولی از سف... /ادامه مطلب...
RSS
ورود به سایت
اشتراک در خبر نامه

نام:

رایانامه:

بلاگ کاربران
کاربران آنلاین
غير فعال
امام زمان (عج) : فاطمة الزهـــراء (سلام الله علیها) الگوی من است

در حال بارگذاری لطفا صبر کنید ....

postheadericon تصویر ناتمام از مردی تمام!

هنوز هم برای پدر مادرها باورکردنی نیست که امام خمینی(ره) یک فصل از کتاب تاریخ مدرسه‌ای جوان‌ترهاست.

توی خانه که دبیرستانی‌ها موقع امتحان پایان ترم این بخش تاریخ معاصر را بلند بلند حفظ می‌کنند، پدر مادرها عجیب نگاهشان می‌کنند. انگار هنوز هم رفتنش را باور نکرده‌اند یا دست‌کم باورشان نمی‌شود این همه سال از مرگ او گذشته است.

روح بزرگ او آن چنان دو سه نسل پیش را مسحور کرده بوده که مثل همه قهرمانان افسانه‌ای، انتظار جاودانگی از او داشته‌اند.

جوان‌ترها شاید حالا حوصله‌شان برای پیدا کردن ریشه‌ها و درک نسل‌های قبل کم شده وگرنه طبیعی بود که خودشان بروند سراغ زندگی این رهبر خاص که بفهمند چرا در پدر مادرهایشان این همه تأثیر داشته و چطور این همه در زندگی مردم این سرزمین وارد شده بوده. هنوز حیف است که جزئیات زندگی این قهرمان نه چندان دور از دست فراموش شود.

کلیدها و رمزهایی در لحظه‌های پرهیجان این رهبر مقدس هست که اگر آنها را نشناسیم، گنجینه اسرارآمیزی تکرار نشدنی را از دست داده‌ایم.

اصولا هیچ مرد بزرگی را نباید به کارگاه تاکسیدرمی تاریخ بفرستیم. کتاب‌های تاریخ دست پایین، به‌راحتی مردان بزرگ را در خودشان خفه می‌کنند، گوشت و پوست و خون آنها را می‌گیرند و پوسته و پر و بالی زیبا ولی میان‌تهی باقی می‌گذارند.

نگذاریم این ورق‌ها، فرصت درآمیختن با روح بزرگ مردی مقدس را از ما بگیرند. جمود چشم‌های موجود تاکسیدرمی شده را اگر باور کنیم، فرصت استثنایی خیره‌شدن در چشمان عجیب مردی سترگ را از خودمان دریغ کرده‌ایم.

20 خاطره از جوانی امام که شاید تاحالا نشنیده‌اید

تصاویری که ما معمولا از امام دیده‌ایم و در ذهن داریم، تصاویری است که از زمان انقلاب و زیر درخت سیب در نوفل لوشاتو شروع می‌شود؛ یعنی دهه هشتم عمر امام. کاری که ما اینجا کرده‌ایم، رفتن سراغ 3 دهه اول عمر امام و دوران قبل از ازدواج ایشان است. سراغ دوره‌ای که تصاویر کمی از آن موجود است و اتفاقا چیزهایی که توی این تصویرها و خاطره‌ها هست، از خیلی نظرها دوست‌داشتنی‌تر و جذاب‌ترند.

جوانی امام در دوره سخت و پرآشوبی بوده؛ دوره‌ای که یک سلسله پادشاهی عوض شده، یک دیکتاتوری سرکار آمده و یک جنگ بین‌المللی درگرفته. دیدن اینکه امام در چنین زمانه‌ای، آن همه شور و نشاط داشته و برخلاف محیط بسته مدارس مذهبی در آن روزگار، آن‌قدر آدم پرجنب‌وجوش و درعین‌حال به‌روزی بوده، چیز هیجان‌انگیزی است. این خاطرات که بازنویسی و پرداخت شده‌اند تا خواندنی‌تر باشند راخودتان ببینید:

دیدار اول

دوران پیش از طلبگی

سید مرتضی نگاه کرد، دید روح‌الله به جای شعر حافظ، دارد قصیده ملک‌الشعراء را مشق می‌کند: «هان ای ایرانیان! ایران اندر بلاست / مملکت داریوش، دستخوش نیکلاست.» روی کاغذ، خودش سرمشق نوشت: «الا یا ایهالساقی ادر کاسا و ناولها» گفت: بیا! روح‌الله از روی این بنویس. برادر کوچک‌تر گفت: چشم. 2 صفحه از روی همان مشق کرد. بعد دوباره صفحه جدید برداشت: «مرکز ملک کیان در دهن اژدهاست / غیرت اسلام کو، جنبش ملی کجاست؟»

«آن اوایل با برادرم، تمرین خط می‌کردم. یک‌بار نیم صفحه را آقا مرتضی نوشتند، بقیه صفحه را من نوشتم. هیچ‌کس دو دست‌بودن خط را تشخیص نمی‌داد. یک‌بار بازی می‌کردیم، دستم شکست، خطم تنزل کرد. وگرنه اول خطم خوب بود. نستعلیق می‌نوشتم. خط خوب، از آن عالم است.»

10 سالش نشده بودکه به سیدمرتضی گفت: لازم نیست ما برویم شمال و به میرزا کوچک‌خان کمک بدهیم؟ سیدمرتضی عصبانی شده بود. «اگر من ولی شرعی شما هستم، همین‌جا بمان و درست را بخوان!»

«من از بچگی در جنگ بودم. خمین که بودیم، سنگربندی می‌کردیم. من هم تفنگ داشتم. تعلیم تفنگ می‌کردیم. دیگر دولت مرکزی قدرت نداشت و هرج و مرج بود. همه‌جا خان بود. زلقی‌ها بودند. رجبعلی‌ها بودند. ما سنگر می‌گرفتیم، پاسبانی می‌کردیم که با آنها مقابله بکنیم.»

مسابقه می‌دادند که کی می‌تواند از جای بلندتری بپرد. روح‌الله از روی پشت‌بام پرید و رکورد زد. عوضش پایش شکست.

«وقتی ما بچه بودیم، در خمین یک لاتی بود که می‌خواست خودش را به کمیته مجازات وصل کند. بچه‌ها از او می‌پرسیدند: خب، اگر وصل شدی کی را می‌کشی؟ گفته بود: بالاخره یک کسی را گیر می‌آورم.

بچه‌ها پرسیده بودند: اگر کمیته تو را نپذیرفت چه کار می‌کنی؟ گفته بود: همه اعضایش را می‌کشم! پیش خودم گفتم پس [این] بابا فقط آدم‌کش است. بعدها هم بالاخره یک کسی را کشت، اما نه برای کمیته مجازات. ما با اینکه بچه بودیم و اخبار هم آن‌طور که در تهران بود، به خمین نمی‌رسید، با این حال، از کمیته مجازات بدمان می‌آمد. یک شب رفتیم در بیابان‌های اطراف، دعای توسل خواندیم که خدا این آدم‌کش‌ها را نابود کند.»

دیدار دوم

دوران طلبگی

«می‌رفتم جلسات مجلس، می‌رفتم برای تماشا. مدرس که می‌آمد، همه از او حساب می‌بردند.»

تنها کسی که توی حجره‌اش رادیو داشت، آقا روح‌الله بود. بقیه طلبه‌ها یواشکی می‌آمدند توی حجره آقا روح‌الله، رادیو گوش می‌دادند. بیشتری‌ها می‌گفتند رادیو حرام است.

«رضا خان که آمد، اول حمله‌ای که کرد به روحانیون کرد. من در مدرسه فیضیه یک روز که برای درس رفتم دیدم فقط یک نفر است. گفتم چطور [کسی نیست]؟ گفت: همه‌شان فرار کردند. قبل از آفتاب مجبور می‌شوند از مدرسه و از حجره‌ها فرار کنند و آخر شب برمی‌گشتند منزل. برای اینکه پلیس می‌آمد و می‌گرفت و می‌بردشان، یا لباسشان را می‌کند یا حبس‌شان می‌کرد. من فقط می‌رفتم درس.»

صبح به صبح می‌آمد توی حیاط مدرسه. مدرسه دارالشفاء. شروع می‌کرد: «به به! بزرگان اساتید! چشمم روشن! بازهم که عبا و لباده پوشیدید؟» کارش این بود که لباس از تن طلبه‌ها بکند. هر دفعه یک سید جوان می‌آمد، می‌گفت: «باز که آمدی این جوان‌ها را اذیت کنی!» دستش را می‌گرفت، می‌برد حجره خودش. چایی برایش درست می‌کرد. نصیحتش می‌کرد. افسر به این سید جوان کاری نداشت.

«خدا رحمت کند مرحوم فیض را. مرد ساده‌ای بود. توی همین مدرسه فیضیه، نزدیک حوض، یک‌بار به من گفت چه عیبی دارد؟ اینها می‌خواهند صالح را از غیرصالح جدا کنند. فقط روحانی صالح لباس داشته باشد. باورش آمده بود ایشان. می‌گفت خب اینها می‌خواهند بدها را بفرستند. من عرض کردم: آقا! اینها از روحانی صالح می‌ترسند؛ از بدش چه ترسی دارند؟!»

هوا که سرد می‌شد، ما توی حجره می‌ماندیم، نمی‌رفتیم سر کلاس. اما او سر هیچ درسی غایب نمی‌شد. زودتر از همه می‌آمد، آخر از همه می‌رفت. فقط یک بار دیر آمد. روز خیلی سردی بود. هر چی پرسیدیم چرا دیر آمده، جواب نداد. بعدا رفیقش گفت که صبح وقتی می‌آمده‌اند، ‌سر راه پیرزنی را دیده که داشته لباس می‌شسته. به رفیقش گفته: «تو برو که از درس عقب نمانیم» و خودش مانده برای کمک به پیرزن. خیلی سرد بود آن روز.

رفته بود پیش دهخدا. دهخدا خوشش آمده بود از این سید جوان. کتاب «چرند و پرند»ش را هدیه داده بود به سید. سید جوان گفته بود کتاب را خوانده و بعد راجع به کتاب حرف زده بودند. دهخدا گفته بود «چرند و پرند» از کارهای جدی عمر اوست که اگر جدی نبود، تبعیدش نمی‌کردند. سید جوان گفته بود: «اما من اگر بخواهم کار جدی بکنم، چرند و پرند نمی‌نویسم».

دیدار سوم

دوران تدریس

«مرحوم مدرس را من درس ایشان می‌رفتم. می‌آمد در مدرسه سپهسالار – که حالا مدرسه شهید مطهری است – درس می‌داد. خدا رحمتش کند. مردی بود که ملک‌الشعرا [ بهار]گفته از زمان مغول تا حالا مثل مدرس کسی نیامده. من رفتم پیشش. اخوی ما نوشته بود که یک نفری است، رئیس غله است. نوشته بود این مرد آدم فاسدی است. دوتا سگ دارد؛ یکی‌اش را اسمش را سید گذاشته و یکی‌اش را شیخ. شما بگویید که این را بیرونش کنند. من رفتم به ایشان گفتم. گفت: «بزنید که بروند از شما شکایت کنند، نه اینکه [ کتک]بخورید و بروید شکایت کنید.»

قرار بود یکی از طرف حوزه بفرستند برود دربار، پیش شاه. می‌خواستند حرف‌هایشان را بزنند. جلسه گذاشتند که حرف‌ها را یکی کنند. آخر جلسه گفتند حالا بگویید کی را بفرستیم؛ آقای بروجردی گفت: «اینکه معلوم است. فقط حاج آقا روح‌الله».

برای درد چشمش به تهران آمده بود که کتاب را دید. اسم کتاب بود «اسرار هزار ساله». منظورش از هزار سال، عمر اسلام بود. توی کتاب به اسلام و پیامبر اسلام(ص) توهین شده بود. از تهران که برگشت، یک ماه سر کلاس نرفت. نشست خانه و جواب کتاب را نوشت؛ «کشف‌الاسرار». کار نوشتن که تمام شد، تازه یادش آمد که چشمش درد می‌کرده.

درس که گوش نمی‌دادیم، آقا عصبانی می‌شد. دستش را محکم می‌کوبید به بغل میز. می‌گفت: «مولانا! گوش کن. به درد می‌خورد». عصبانی که می‌شد،‌ می‌گفت: «مولانا»؛ یعنی دوست ما. گاهی خوشمان می‌آمد که آقا را عصبانی کنیم.

«ما چه کشیدیم از این متحجرها، خدا می‌داند. من فلسفه می‌گفتم. کوزه‌ای را که از آن وضو گرفته بودم، می‌بردند آب می‌کشیدند. می‌گفتند این نجس است؛ درس فلسفه می‌دهد!»

توی روزنامه نوشته بود، یکی از خوانین بختیاری یاغی شده است و به کوه زده. حاج آقا روح‌الله روزنامه را که خواند، سرش را بلند کرد، به مرحوم شیخ صادق خلخالی که توی اتاق بود، گفت: «بیا ما هم به کوه بزنیم». خلخالی مانده بود چه بگوید. گفت: «آقا! شوخی می‌کنید دیگر؟» گفت: «نه، جدی می‌گویم! یک وقت شاید لازم شد به کوه بزنیم».

رفته بود عیادت یکی از اهالی مسجد. بیرون که آمد چشمش خورد به جعبه سیاه گوشه حیاط. پسر صاحبخانه را صدا زد. پرسید این جعبه چیست؟ جوان اول هول کرده بود و جواب‌های سربالا می‌داد. آخرش خودش پرسید: «این دستگاه آپارات است؟» جوان گفت: «بله». گفت: «می‌خواهم کارش را ببینم». ترس جوان ریخت. حلقه فیلمی گذاشت توی آپارات، یکی از فیلم‌های چارلی چاپلین بود. تصویر که روی دیوار سفید افتاد، پرش داشت. آقا گفت: «سرعت دستگاه بیشتر شود، این پرش‌ها کم می‌شود». جوان دیگر نمی‌دانست باید چی بگوید. پرسید: «شما قبلا آپارات دیده‌اید.» گفت: «ندیده‌ام. در مجله خوانده‌ام».

روایت‌های کوتاه از ازدواج امام

اسمش خیلی بزرگ است. اسمش با وقایع بزرگ، طوری گره خورده که سخت می‌شود زندگی‌اش را مثل انسانی معمولی - بدون در نظر گرفتن آن اتفاقات - دید.

روح‌الله خمینی جوان - مثل خیلی از خودمان - دیر ازدواج کرده؛ البته نه به خاطر مشکلات مالی، به خاطر اینکه تا آن موقع، فکر و ذکرش درس و کلاس و حجره بوده.

مثل خیلی از خودمان هم خواستگاری طولانی و پردردسری داشته و «نه» شنیده. البته آقا روح‌الله، طبع‌اش اینقدر بلند بوده که در خانه هر کسی را نزند. اما اینقدر هم مشهور نبوده که چشم‌بسته به او زن بدهند. یکی باید می رفته خمین، ببیند این طلبه گمنام که آمده و دختر ازشان می‌خواهد، چه کاره بوده و درآمدش چقدر است؟ زن‌های فامیل،باید ته‌و توی زندگی‌اش را درمی‌آوردند. تازه بعد‌اش، باید رضایت دختر را می‌گرفتند.

داستان ازدواج امام، شاید بخشی از زندگی اوست که نسل ما کمتر شنیده‌اند.

پیش از خواستگاری

بیست و هشت سالم بود

روایت داماد:28 سالم بود و هنوز زن نگرفته بودم. وقتی آقای لواسانی گفت‌ آقای ثقفی، 2 دختر دارد و از آنها تعریف کرد، قلب من کوبیده شد. قبل از این، سرم به درس و کلاس گرم بود و فکر ازدواج را نکرده بودم.

تا آن موقع به کسی و خانواده‌ای فکر نکرده بودم. به اطرافیان که خیلی اصرار می‌کردند زودتر سر و سامان بگیر، گفته بودم نمی‌خواهم از خمین زن بگیرم، باید کسی را پیدا کنم که کفو هم باشیم. اگر قرار باشد درس بخوانم و ملا شوم، زنم باید هم‌فکر من باشد. باید از قم زن بگیرم؛ از یک خانواده روحانی و هم‌شأن خودم.

در قم با خیلی از اهل تدین و علم آشنا شده بودیم. یکی از اینها حاج آقا ثقفی بود که از تهران برای تحصیل دروس حوزوی آمده بود و ساکن قم شده بود. دوست مشترکمان – سید محمد صادق لواسانی - همان روزها، بدجوری پاپی من شد که چرا ازدواج نمی‌کنی.

آخرش هم گفت چرا راه دور برویم، همین حاج آقا ثقفی، 2 دختر خوب و نجیب دارد و خانواده‌شان همان است که تو می‌خواهی. گفتم باشد شما وکیل، اگر فکر می‌کنی به من دختر می‌دهند، برو خواستگاری. بنده‌خدا هم قبول کرد. خسته هم نمی‌شد. لااقل 5 بار خواستگاری کرد و اصرار کرد.

من در قم تک و تنها بودم و آنها از فامیل من - که در خمین بودند - شناختی نداشتند. زن‌های خانواده ثقفی گفته بودند که «این جوان که می‌گویید، چه کاره است، درآمدش چقدر است؟ کسی چه می‌داند، شاید قبلا در قم زن یا صیغه داشته و حالا بچه هم دارد!».

من اهل صیغه و این حرف‌ها نبودم ولی خود سید احمد از طرف خانواده آنها وکیل شده بود برود خمین در مورد من تحقیق کند، ببیند این جوان، اصلا درآمدش چقدر است و قبلا ازدواج کرده یا نه؟

خانواده ثقفی اصلا به این راحتی‌ها رضایت ندادند. 10 ماه طول کشید و چند بار رفت و آمد شد تا بالاخره این ازدواج سر گرفت.

از قم خوشم نمی‌آمد

روایت عروس:9 سالم بود که پدرم برای ادامه تحصیلاتش رفت قم. من از قم خوشم نمی‌آمد. همراه خانواده‌ نرفتم و پیش مادربزرگم ماندم. با مادربزرگم رفیق بودیم. من فقط

2 سالی یک بار، چند روزی می‌رفتم قم و برمی‌گشتم. تازه 15 سالم بود و برعکس همه خواهرهایم، در تهران تا کلاس هشتم درس خوانده بودم. نمی‌‌‌خواستم زیر بار ازدواج در قم بروم اما نمی‌توانستم راحت به پدرم نه بگویم. روی این کارها را نداشتیم. فقط سکوت کردم.

مادربزرگم هم مخالف بود. برای یکی از آشنایان خودش، من را نشان کرده بود و همه این مخالفت‌ها باعث شد آنها 10 ماه بیایند و بروند.

پدرم خیلی آقا روح‌الله را پسندیده بود. می‌گفت این مرد نمی‌گذارد به تو بد بگذرد. اما حرف من قبل از اینکه در مورد داماد باشد، در مورد قم رفتن بود. مشکل من با قم بود تا اینکه یک شب خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم در خانه‌ای - که بعدا دیدم همان خانه اجاره‌ای اول زندگی‌مان است – پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) و امام حسن(ع) نشسته‌اند. پیرزنی که توی آن خانه با من بود، از پشت پنجره آنها را معرفی می‌کرد؛ این پیامبر است، این امام علی است و... پیرزن دائم می‌گفت: «تو که از اینها بدت می‌آید!».

از خواب که بیدار شدم فهمیدم مربوط به این عروسی است. مادربزرگم گفت این پسره سید است و تو که جواب نه گفته‌ای، معصومین ناراحت شده‌اند. دیگر مخالفت نکردم. مادربزرگم هم راضی شده بود.

شب خواستگاری

داماد آمده!

«قدس ایران» وارد خانه که شد، تازه ماجرا را فهمید. آخرش، رسما برای آقا روح‌الله آمده بودند خواستگاری. خانه پر بود از دوستان پدرش اما به او نگفته بودند چه خبر است.

خدمتگزار پدر - که آمده بود خانه مادربزرگ - فقط گفته بود مادرتان مهمان دارد. گفته بود قدس ایران بیاید.

به او نگفته بودند چون ترسیده بودند که دوباره نه بگوید ولی نمی‌گفت. با آن خوابی که دیده بود، امکان نداشت بگوید نه.

شمس آفاق - خواهر کوچک‌تر - دوید سمتش؛ «داماد آمده! داماد آمده!». دلش هری ریخت پایین. زن‌ها دور عروس جمع شدند و قدس ایران را بردند که از پشت پنجره - یواشکی - داماد را ببیند. زن‌ها بعد از او، یکی‌یکی می‌آمدند و داماد را ورانداز می‌کردند و نظر می‌دادند. خود دختر، بدش نیامده بود.

داماد چهره جذابی داشت با موهایی که کمی روشن بود. دختر برگشت و ساکت نشست. از نظر بقیه این به معنی رضایت بود. پدر وقتی فهمید قدس ایران رضایت داده، رفت توی اتاق بغلی و سجده شکر کرد. خیلی آقا روح‌الله را قبول داشت.

پدر همیشه گفته بود:« دلم یک پسر اهل علم می‌خواهد و یک داماد اهل علم».

اول ماه مبارک رمضان بود که قرار و مدارها را گذاشتند. بعد از آن قرار شد داماد برای عروس‌اش، دنبال خانه بگردد.

عروسی

مثل خانة توی خواب

مهریه را 1000تومان تعیین کردند. آن موقع، درآمد داماد، 30تومان در ماه می‌شد. خانواده داماد گفتند اگر می‌خواهید، خانه «مهر» کنید ولی آقای ثقفی، قیمت ملک توی خمین را نمی‌دانست و پول تعیین کرد.

عقد را هم خیلی جمع و جور، توی همان ماه مبارک گرفتند چون کلاس‌های روح‌الله در این ماه تعطیل بود. بعد، 8 روز دنبال خانه گشتند که خانه‌ای به کرایه ماهی 5تومان پیدا شد. درست مثل همانی که قدس ایران خوابش را دیده بود.

قدس ایران را صدا کردند که پدر با تو کار دارد؛ «من را وکیل‌ کن که من هم آقا سید احمد را وکیل کنم بروند حضرت عبدالعظیم صیغه عقد را بخوانند. روح‌الله هم برادرش - آقای پسندیده - را وکیل می‌کند».

دختر قبول داشت و این‌طور، عقد جاری شد. یک تخته فرش، لحاف کرسی و قدری اسباب آشپزخانه، جهیزیه دختر شد که همراه ننه خانم – دایه مادرش – با او بفرستند خانه شوهر. پانزدهم ماه مبارک هم فامیل را دعوت کردند و عروسی به‌راه افتاد.

زیر یک سقف

زندگی ما طلبگی بود

زندگی ما با طلبگی شروع شد. نمی‌خواست پیش این و آن دست دراز کند. خرج خانه باید با بودجه‌ای که داشت تنظیم می‌شد. من هم با این مسئله کنار آمده بودم. حتی خودم شدم طلبه‌اش!

شد معلمم و تا تولد پنجمین فرزندمان به من جامع‌المقدمات و سیوطی درس داد.

زندگی مرفهی نداشتیم اما نمی‌گذاشت به من سخت بگذرد. هیچ وقت هم مستقیما امر و نهی نمی‌کرد. همان اوایل زندگی، حرفش را این‌طور زد: «من کاری به کار تو ندارم. هر طور که دوست‌داری لباس بخر و بپوش.

تنها چیزی که می‌خواهم این است که واجبات را انجام بدهی و محرمات را ترک کنی». واقعا به کارهای خصوصی من و رفت و آمدهایم زیاد کار نداشت، یعنی اعتماد کرده بود. سرش به مطالعه و کارهای خودش گرم بود اما حواسش بود که چه وقت و چطور وارد مسائل خانوادگی شود.

احترام من را خیلی نگه می‌داشت. تا من نمی‌آمدم سر سفره، غذا را شروع نمی‌کرد. این را همه بچه‌ها می‌دانستند و خود به خود کمکم می‌کردند که زودتر کار سفره انداختن تمام شود و من بنشینم.

کمتر می‌شد توی خانه تنها بمانم. اگر پیش می‌آمد، حتما بچه‌ها را می‌فرستادند. می‌گفتند بروید پیش مادرتان، باید کمکش باشید. وقتی چای یا چیز دیگری می‌خواست، من را خطاب می‌کرد اما مستقیم نمی‌گفت. می‌گفت:« خانم، بگویید برای من چای بیاورند». گاهی هم چیزی نمی‌گفت، خودش می‌رفت سمت آشپزخانه و با سینی چای می‌آمد.

در همه فشارهای سیاسی و امنیتی، محرم رازش من بودم. وقتی قرار بود تبعید شوند ترکیه، مهرشان را گذاشتند کف دست من و گفتند به هیچ‌کس نگو این پیش توست. زندگی 2نفره ما، خیلی زود با آمدن آقا مصطفی، روی دور جدیدی افتاد.

نامه امام(ره) از ساحل بیروت به همسرش

قربانت؛ روح‌الله

تصدقت شوم. الهی قربانت بروم. در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیده‌ام، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است.

عزیزم، امیدوارم خداوند شما را - سلامت و خوش - در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد، می‌گذرد ولی بحمدالله تاکنون هرچه پیش آمد، خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم(1). حقیقتا جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره خوش دارد. صدحیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد!

در هر حال امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف، یک کشتی فردا حرکت می‌کند ولی ماها که قدری دیر رسیده‌ایم، باید منتظر کشتی دیگری باشیم. عجالتا تکلیف معلوم نیست.

امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم‌ ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم‌تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت - سید مصطفی - قدری تنگ شده است.

امید است که هر دو (2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا (پدر همسر امام) و خانم‌ها (مادر و مادربزرگ همسر امام) کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید. من از قِبَل همه، نایب‌الزیاره هستم. به خانم شمس آفاق - خواهر همسر امام - سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر علوی سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان هم سلام برسانید.

صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسین بگویید برسانند.

ایام عمر و عزت مستدام: تصدقت، قربانت: روح‌الله

عکس جوف در حال دلتنگی از حرکت نکردن(3)

پی‌نوشت:

1 - برای عزیمت با کشتی به عربستان برای انجام اعمال حج.

2 - اشاره به آقا مصطفی و فرزند دیگرشان که در آن زمان هنوز به دنیا نیامده بود و چند روز پس از نگارش این نامه، در زمانی که امام در سفر حج بودند، متولد شد و او را علی نام گذاردند. وی در کودکی بر اثر بیماری درگذشت.

3 - اشاره به نبودن کشتی برای عزیمت به جده.

 
امروز : دوشنبه
01. خرداد 1391
29. جمادي‌الثاني 1433
21. می 2012
ترکشهای معنوی

امام خمینی همه چیز من است

شهید محمد بروجردی

ره توشه

زه توشه

 

313مرد در یک نگاه
313
در باره ما
چهارشنبه, 30 شهریور 1390
بسم رب المهدی   امام (عج)در انتظار آن ها به سر می برد، هنگام ظهور امام قائم علیه... ادامه مطلب...
سردار عراقی: گروهک پژاک با 180 کشته و 300 زخمی تسلیم شد
جمعه, 08 مهر 1390
  جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه گفت: گروهک پژاک تمام شرایط جمهوری اسلامی را... ادامه مطلب...
آمريكا چگونه جهان را شنود مى‏كند؟
پنجشنبه, 14 مهر 1390
آژانس امنيت ملى آمريكا نتوانسته است حوادث و وقايع مهمى مثل سوءقصدهاى پياپى عليه... ادامه مطلب...
گسترش امواج قیام وال‌استریت
پنجشنبه, 14 مهر 1390
صدها دانشجو در نیویورک روز گذشته برای نشان دادن همبستگی خود با جنبش وال‌استریت... ادامه مطلب...
رهبر انقلاب به جوانان: نخبه باید دلبستگی معنوی به کشور و ملت داشته باشد
پنجشنبه, 14 مهر 1390
ایران، برای دستیابی به قله های پیشرفت و عزت و افتخار، نیازمند دانشمندان و نخبگانی... ادامه مطلب...
کشته های سوری غرب برای سوریه
پنجشنبه, 14 مهر 1390
به گزارش رویترز: "سازمان عفو بین الملل یک ماه پیش در گزارشی ادعا کرده بود" زینب... ادامه مطلب...
از اول هم متكي به S300 نبوديم
دوشنبه, 18 مهر 1390
فرمانده قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء(ص) با اشاره به عدم تحويل سامانه S300 از... ادامه مطلب...
امام خامنه ای:جنبش وال استریت نظام سرمایه‌داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد+عکس
چهارشنبه, 20 مهر 1390
مقام معظم رهبری در سخنرانی صبح امروز خود در جمع مردم کرمانشاه با اشاره به جنبش "وال... ادامه مطلب...
مادر مقتول :به احترام قدوم رهبر انقلاب از خون پسرم گذشتم
شنبه, 23 مهر 1390
گذشت خانواده مقتول از قصاص به احترام قدوم رهبر انقلاب به بركت ورود رهبر معظم... ادامه مطلب...
مردودين فتنه عليه جبهه پايداري شيطنت مي‌كنند
سه شنبه, 26 مهر 1390
سومین همایش استانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی بعد از خراسان رضوی و فارس به... ادامه مطلب...
محرمات
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
آنچه بجا آوردنش سزاوار نيست به آن حرام گويند و محرمات اخلاقى عبارت است از: 1ـ... ادامه مطلب...
فضائل
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
فضائل اخلاقى كه زينت بخش مسلمان است عبارت است از:1 ـ انصاف.2 ـ كمك بخوبى . 3 ـ اصلاح... ادامه مطلب...
رذائل
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
رذائل اخلاقى كه انسان را به سقوط مى گرايد عبارتند از:1 ـ حس انتقام جوئى . 2 ـ فخريه... ادامه مطلب...
اخلاق ورزشی و خصوصیات یک ورزشکار مسلمان
دوشنبه, 09 آبان 1390
1- ایمان: اولین خصوصیت یک ورزشکار مسلمان، ایمان و تقوای اوست. نیرومند بودن به... ادامه مطلب...
امشب را قدر بدانید!/این روز را از دست ندهید!
شنبه, 14 آبان 1390
امشب شب عرفه است كه براي اين شب و فردا (روز عرفه) اعمال و سفارش‌هاي زيادي در منابع... ادامه مطلب...
نیمه عمر جوان
یکشنبه, 14 اسفند 1390
به جوانی از بنی اسرائیل خبر دادند که خداوند نیمی از عمرت، تو را ثروتمند و بی نیاز و... ادامه مطلب...
دعای رویت هلال ماه نو
سه شنبه, 04 بهمن 1390
  هنگام رؤیت هلال این دعا را که در «صحیفه سجّادیه» آمده است بخواند که بسیار... ادامه مطلب...
زیارت امیرمؤمنان على(علیه السلام) در روز یکشنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ، وَالدَّوْحَةِ الْهاشِمِیَّةِ... ادامه مطلب...
زیارت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در روز شنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّکَ... ادامه مطلب...
زیارت صدّیقه کبرى(علیها السلام):
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مُمْتَحَنَةُ، اِمْتَحَنَکِ الَّذى خَلَقَکِ، فَوَجَدَکِ... ادامه مطلب...
زیارت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) در روز دوشنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
ابتدا خطابش را متوجّه امام حسن مجتبى(علیه السلام) کند و بگوید: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ... ادامه مطلب...
زیارت امام سجاد و امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) در روز سه شنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا خُزّانَ عِلْمِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا... ادامه مطلب...
زیارت امام موسى کاظم،امام رضا،امام جواد و امام هادى(علیهم السلام) در روز چهارشنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَوْلِیآءَ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا حُجَجَ... ادامه مطلب...
زیارت امام حسن عسکرى(علیه السلام) در روز پنج شنبه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِىَّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ... ادامه مطلب...
زیارت حضرت مهدى، امام زمان(علیه السلام) در روز جمعه
سه شنبه, 04 بهمن 1390
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ فى اَرْضِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ... ادامه مطلب...
فرق بین مبانی اسلام و موازین اسلام
سه شنبه, 05 مهر 1390
«مبانی» جمع مبنا، از ریشه "بنی"، به معنای پایه و هر چه که بر آن و با تکیه بر آن بر... ادامه مطلب...
دین چیست؟
سه شنبه, 05 مهر 1390
در تفسير «دين» آرا و مطالب گوناگونى از سوى غربيان مطرح شده است. «جان هيك» در كتاب... ادامه مطلب...
پشت پرده وهابيت
پنجشنبه, 14 مهر 1390
هدف ظاهري وهابيت عبارت است از اخلاص در توحيد و جنگ با شرك و بت پرستي ، ولي واقعيت... ادامه مطلب...
آشنايي با آيين مسيحيت
جمعه, 15 مهر 1390
1- عصر ظهور عيسى (ع ) حضرت عيسى مسيح (ع ) در نقطه اى ازجهان متولد شد كه به تازگى زير... ادامه مطلب...
آشنايي با آيين مسيحيت
جمعه, 15 مهر 1390
12- اعتقادات علم لاهوت (يا الهيات ) نزد مسيحيان به تمام مظاهر تلاش آنان براى فهم... ادامه مطلب...
منظور قرآن از تورات و انجيل كدام است؟
جمعه, 15 مهر 1390
اما بايد ديد كه منظور از تورات چيست و قرآن كريم از اين اسم چه كتابى را در نظر دارد؟... ادامه مطلب...
اِنجيل
جمعه, 15 مهر 1390
كلمه يونانى و معنيش مژده است. مسيحيان از اين جهت آنرا مژده مىدانند كه به اعتقاد... ادامه مطلب...
آشنايي با آيين يهوديت
جمعه, 15 مهر 1390
عبرانيان يهوديان مانند اعراب و آشوريان ، از نژاد سامى هستند. زبان ، ادبيات ، فرهنگ... ادامه مطلب...
درآمدى بر شناخت كتاب مقدس
جمعه, 15 مهر 1390
كتاب مقدس عنوان مجموعه‏اى از نوشته‏هاى كوچك و بزرگ است كه مسيحيان همه آنها را و... ادامه مطلب...
توحيد
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
توحيد آن است كه انسان بداند جهان را (خداى يكتا) آفريده و به آن هستى بخشيده و همه چيز... ادامه مطلب...
عدل
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
  بدين معنى كه: دادگر است و به كسى ستم نمى نمايد و كارى را بدون حكمت انجام نمى دهد،... ادامه مطلب...
نبوت
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
پيامبر به كسى مى گويند كه: خداوند متعال به او وحى مى فرمايد و پيامبران بر دو دسته... ادامه مطلب...
امامت
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
خداوند همانگونه كه پيامبران را تعيين مى فرمايد جانشينان پيامبران را نيز تعيين مى... ادامه مطلب...
معاد
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
معاد عبارت است از اينكه: خداوند انسان را پس از مردن زنده مى كند تا نيكوكاران را... ادامه مطلب...
حاج آقا رحیم ارباب
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1297 ق . محل ولادت : اصفهان . وفات : 1396 ق . محلّ دفن : اصفهان . محلّ تحصیل : اصفهان ،... ادامه مطلب...
سیّد ابوالحسن اصفهانی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1284 ق . محل ولادت : اصفهان . وفات : 1365 ق . محلّ دفن : نجف . محلّ تحصیل : اصفهان ،... ادامه مطلب...
سیّد جلال الدین آشتیانی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1343 ق . محل ولادت : آشتیان . وفات : 1426 ق . محلّ دفن : مشهد . محلّ تحصیل : قم ، نجف .... ادامه مطلب...
سیّد محمّدحسن الهی طباطبایی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1325 ق . محل ولادت : تبریز . وفات : 1388 ق . محلّ دفن : قم . محلّ تحصیل : تبریز ، نجف .... ادامه مطلب...
سیّدحسین بروجردی طباطبایی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1292 ق . محل ولادت : بروجرد . وفات : 1380 ق . محلّ دفن : قم . محلّ تحصیل : بروجرد ،... ادامه مطلب...
سیّدرضا بهاء الدّینی
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1327 ق . محل ولادت : قم . وفات : 1418 ق . محلّ دفن : قم . محلّ تحصیل : قم . اساتید :... ادامه مطلب...
سیّده نصرت بیگم امین (بانو امین)
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1308 ق . محل ولادت : اصفهان . وفات : 1403 ق . محلّ دفن : تخت فولاد اصفهان . محلّ تحصیل... ادامه مطلب...
شیخ محمّد بهاری
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1265 ق . محل ولادت : بهار همدان . وفات : 1325 ق . محلّ دفن : بهار همدان . محلّ تحصیل :... ادامه مطلب...
شیخ مرتضی انصاری (شیخ اعظم)
شنبه, 02 مهر 1390
ولادت : 1214 ق . محل ولادت : دزفول . وفات : 1281 ق . محلّ دفن : نجف . محلّ تحصیل : دزفول،... ادامه مطلب...
مستندات دخالت انگليس در مرگ 10 ميليون ايراني
چهارشنبه, 13 مهر 1390
بازخوانی وضعیت ایران در سالهای 1917 الی 1919 مستندات دخالت انگليس در مرگ 10 ميليون... ادامه مطلب...
چگونه مسير تاريخ اسلام در جنگ صفين تغيير كرد؟
پنجشنبه, 14 مهر 1390
تغيير مسير جنگ صفين و تاريخ اسلام امام (ع)در روز سه شنبه دهم ماه ربيع الاول سال 38... ادامه مطلب...
سالروز ازدواج امیرالمومنین (علیه السلام) وبی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
جمعه, 06 آبان 1390
در آیاتی از قرآن، اشاره ی غیر مستقیم به پیوندی آسمانی و برکات حاصل از آن، شده... ادامه مطلب...
به مناسبت فرار شاه از كشور(26 دی 1357) سیری اجمالی در عوامل فرار شاه و حوادث منتهی به ...
یکشنبه, 25 دی 1390
شكست طرح آشتی ملی و رسوایی این حربه، تردید و اختلاف درونی سران در بكارگیری سیاست... ادامه مطلب...
نوروز ايرانيان؛ از منظر حضرت امام جعفر صادق (ع)
پنجشنبه, 10 فروردین 1391
نوروزي نيست كه ما در آن منتظر فرج نباشيم، چرا كه آن روز از براي ماست، ايرانيان آن... ادامه مطلب...
شهيد علي تجلايي
یکشنبه, 03 مهر 1390
شب فردایی كه می‏خواست، عازم جبهه شود وسایل سفرش را مرتب می‏كرد. لباس پاره... ادامه مطلب...
خدا حافظ حمیـــــــــــــــــــــــــد!
یکشنبه, 03 مهر 1390
خاطره ای از حسن رحیم پور ازغدی بمناسبت سالگرد عملیات کربلای چهار تقی حیدری وقتی... ادامه مطلب...
دوقلوهای افسانه ای لشگر27
یکشنبه, 03 مهر 1390
همه جا با هم بودند، بین بچه های لشکر تابلو شده بودند،‌سرنماز، درواحد، هنگام غذا... ادامه مطلب...
شهید اسماعیل اخلاصی
یکشنبه, 03 مهر 1390
قائم مقام فرمانده گردان امیر المومنین(ع)لشگر مکانیزه 31عاشورا(سپاه پاسداران... ادامه مطلب...
عملیات بیت المقدس
یکشنبه, 03 مهر 1390
استان خوزستان به علت داشتن ذخائر نفتی و موقعیت مهم خود مخصوصا شهر خرمشهر به دلیل... ادامه مطلب...
وصيت‌نامه شهيد محمود پازوکي
دوشنبه, 04 مهر 1390
«ما مثل حسين (ع) وارد جنگ شديم و مثل حسين (ع) بايد به شهادت برسيم» (امام خميني (ع)) به... ادامه مطلب...
اخلاق جنگ
سه شنبه, 05 مهر 1390
«صلح‏» كلمه بسيار مقدسى است، محور آرزوها و اميدهاست، همه مى‏دانند كه آزادى كامل... ادامه مطلب...
عطش قدرت
سه شنبه, 05 مهر 1390
داود الهامى «برتراند راسل‏» رياضى‏دان و فيلسوف نامى و معاصر انگلستان‏كتابى به... ادامه مطلب...
هم شاگردی سلام
سه شنبه, 05 مهر 1390
با قاب عکس و گل که نمی شد جای خالی یک آدم را با همه ی خاطراتش پر کرد معلم ها می آمدند... ادامه مطلب...
ره توشه راهیان نور
جمعه, 11 فروردین 1391
امام خامنه ای:زنده نگاه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست! در این صفحه هر آنچه از... ادامه مطلب...
سیره حضرت زهرا سلام الله علیها
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
فصل اوّل : در بيان ولادت با سعادت حضرت فاطمه عليهاالسّلامشـيـخ طـوسى در (مصباح ) و... ادامه مطلب...
مروری بر سیره حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
فصل اوّل : در نسب شريف حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّمهـُوَ... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام علی (علیه السّلام )
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
مـشـهـور آن اسـت كـه آن حـضـرت در روز جـمـعـه سـيـزدهـم مـاه رجـب بـعـد از سـى... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام حسن مجتبی ( علیه السّلام )
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
مشهور آن است كه ولادت حضرت امام حسن عليه السّلام در شب سه شنبه نيمه ماه مبارك رمضان... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام حسین (علیه السّلام)
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
مشهور آن است كه ولادت آن حضرت در مدينه در سوم ماه شعبان بوده ، و شيخ طوسى رحمه اللّه... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام زین العابدین (علیه السّلام)
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
در تـاريـخ مـيـلاد آن حـضـرت اخـتـلاف بـسـيـار اسـت و شـايـد اصـح اقوال نيمه... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام محمد باقر (علیه السّلام)
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
ولادت بـا سـعـادت آن حـضـرت روز دوشـنـبـه سـوم صـفـر يـا در غـرّه رجـب سـال... ادامه مطلب...
مروري بر سيره امام جعفر صادق ( علیه السّلام )
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
ولادت بـاسـعـادت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در روز دوشنبه هفدهم ماه ربيع... ادامه مطلب...
مروری بر سیره امام موسی کاظم علیه السّلام
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
ولادت با سعادت آن حضرت در روز يكشنبه هفتم ماه صفر سنه صد و بيست و هشت در ابواء ـ كـه... ادامه مطلب...
نماز
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
نماز بر دو قسم است: واجب و مستحب:وضو:پيش از نماز بايد وضو گرفت، ترتيب وضو و آداب آن... ادامه مطلب...
روزه
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
بر هر فرد مكلف واجب است كه: در ماه مبارك رمضان اگر مريض يا مسافر يا حائض يا معذور... ادامه مطلب...
خمس
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
خمس عبارت است از يك پنجم مال كه در اين هفت چيز واجب مى شود:1 ـ سودى كه از راه: تجارت،... ادامه مطلب...
زكات
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
زكات بر نه چيز واجب است:1 ـ خرما.2 ـ كشمش.3 ـ گندم.4 ـ جو.5 ـ شتر.6 ـ گوسفند.7 ـ گاو.8 ـ طلا.9... ادامه مطلب...
حج
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
يكى از اركان اسلام حج است و بر هر فرد مكلفى كه قدرت داشته باشد، واجب است در مدت عمر... ادامه مطلب...
جهاد
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
جهاد از امورى است كه بر مسلمانان واجب شده و معنى آن جنگيدن براى پيشرفت اسلام است،... ادامه مطلب...
امر به معروف
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
امر به معروف از فروع مهم اسلام است، (معروف) آن است كه اسلام بدان امر نموده، و انجام... ادامه مطلب...
نهى از منكر
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
و آن نيز از فروع مهم اسلام است: مسلمانان به جهاتى چند بر ملتهاى ديگر برترى دارند،... ادامه مطلب...
تولى و تبرى
پنجشنبه, 31 شهریور 1390
تولى، يعنى: دوستى خدا و پيامبران و امامان عليهم السلام. تبرى، يعنى: بيزارى از... ادامه مطلب...
«قرآن»
شنبه, 16 مهر 1390
درباره لفظ «قرآن» چند معنا گفته شده:1. قرآن بر وزن «غُفران»، مصدر و از مادّه (قرأ)... ادامه مطلب...
فرشتگان در بوته آزمايش
شنبه, 07 آبان 1390
پروردگار استعداد درك حقايق هستى را در آدم به فعليت رسانيد و به گفته قرآن" به آدم... ادامه مطلب...
سكونت آدم و همسرش حوا در بهشت
شنبه, 07 آبان 1390
از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه آدم براى زندگى در روى زمين، همين زمين معمولى... ادامه مطلب...
شجره ممنوعه چه درختي بوده است؟
شنبه, 07 آبان 1390
در شش مورد از قرآن مجيد اشاره به شجره ممنوعه شده است، بدون اينكه درباره كيفيت و يا... ادامه مطلب...
خداوند چگونه علم الاسماء را به آدم تعليم داد
شنبه, 07 آبان 1390
آدم به لطف پروردگار داراى استعداد فوق العاده‏اى براى درك حقايق هستى بود. خداوند... ادامه مطلب...
توبه و بازگشت آدم به سوي خدا
شنبه, 07 آبان 1390
فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كلِمَتٍ فَتَاب عَلَيْهِإِنَّهُ هُوَ التَّوَّاب... ادامه مطلب...
ازدواج فرزندان آدم چگونه بوده است؟
شنبه, 07 آبان 1390
و بث منهما رجالا كثيرا و نساء اين جمله مي گويد : خداوند از آدم و همسرش ، مردان و زنان... ادامه مطلب...
سجده ملائک برای خدابود یا آدم؟
شنبه, 07 آبان 1390
شك نيست كه" سجده" به معنى" پرستش" براى خدا است، چرا كه در جهان هيچ معبودى جز خدا... ادامه مطلب...
آيا آدم مرتكب معصيت شد؟
شنبه, 07 آبان 1390
سرگذشت آدم و ابليس بارها در قرآن آمده است، ولى در هر مورد آميخته با نكته‏هاى... ادامه مطلب...
تجزیه و تحلیلی درباره ی 313 نفر
چهارشنبه, 30 شهریور 1390
تجزیه و تحلیلی درباره ی 313 نفر از یاران مخصوص امام زمان (علیه السّلام) و دیگر یاران... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه علم کلام
جمعه, 01 مهر 1390
دكتر حميد رضا حاجي ابراهيم در اين نوشتار، ابتدا به تفاوت فلسفه‏ ى دين و كلام جديد... ادامه مطلب...
مهدويت دراديان و ملل ديگر
جمعه, 01 مهر 1390
همانطور كه در مباحث ديگر ذكر شد، اعتقاد به منجي از سرشت الهي انسانها نشأت مي‌گيرد... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه فلسفه و عرفان
جمعه, 01 مهر 1390
سخنراني حجة الاسلام و المسلمين دكتر احمد بهشتي، در پنجمين گفتمان مهدويت ، پيرامون... ادامه مطلب...
مهدويت درفطرت
جمعه, 01 مهر 1390
بشر در مورد آينده چگونه مي‌انديشد؟ آيا اعتقاد به مهدويت يك اعتقاد به اصطلاح مترقي... ادامه مطلب...
مفهوم مهدى نوعى و اثبات ديدگاه تشيع درمورد حضرت مهدى(عج)
جمعه, 01 مهر 1390
آيت الله محمد مهدى آصفى (1) الحمدلله و ال"لوه و السلام على رسول الله و آله الطيبين... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربى1
جمعه, 01 مهر 1390
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربىترجمه بهروز جندقىآنچه در پى... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربى2
جمعه, 01 مهر 1390
مسيحا باورى در يهوديتاصطلاح مسيحا باورى بر نهضت، يا نظامى از عقايد و نظرات دلالت... ادامه مطلب...
مهدويت از ديدگاه دين‏ شناسان و اسلام‏ شناسان غربى3
جمعه, 01 مهر 1390
مهدويت در اسلامشخصيت اسلامى مهدى، به معنى "درست هدايت شده" يا "هدايت شده از سوى... ادامه مطلب...
پیشینة تاریخی نظریه ولایت فقیه
دوشنبه, 04 مهر 1390
به‌ راستی‌ تاریخ‌ آغاز نظریة‌ ولایت‌ فقیه‌ را باید زمان‌ پیامبر(ص) دانست. به‌... ادامه مطلب...
تبيين مفهومى ((ولايت مطلقه فقيه))
دوشنبه, 04 مهر 1390
ولايت در لغت و عرف واژه ((ولايت)) ـ در اينجا ـ به همان مفهومى است كه در لغت و عرف رايج... ادامه مطلب...
شرايط ولايت مطلقه فقيه
دوشنبه, 04 مهر 1390
«شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است، مستقيما ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس... ادامه مطلب...
ويژگى‏هاى حكومت ولايت مطلقه فقيه
دوشنبه, 04 مهر 1390
امام خمينى (ره) تا آبان 1357 ش. تنها واژه حكومت اسلامى را كه در راس آن ولى فقيه است، به... ادامه مطلب...
ولايت نظارتى و حكومتى
دوشنبه, 04 مهر 1390
با نگاهى گذرا به انديشه‏ها و فعاليت‏هاى چهل ساله امام خمينى (ره)، به نظر مى‏رسد... ادامه مطلب...
ولايت فقيه در كتاب حكومت اسلامى
دوشنبه, 04 مهر 1390
امام خمينى (ره)، بحث درباره ولايت فقيه را در كتاب الرسائل (انتشار در 1332 ش). و تحرير... ادامه مطلب...
پایان افسانه جدایی دین و سیاست
سه شنبه, 05 مهر 1390
  دکتر جلیل عرفان منش: در اوایل دهه 1960 پس از انتخاب جان.اف کندی به‌عنوان... ادامه مطلب...
تصویر ناتمام از مردی تمام!
دوشنبه, 11 مهر 1390
هنوز هم برای پدر مادرها باورکردنی نیست که امام خمینی(ره) یک فصل از کتاب تاریخ... ادامه مطلب...
زندگی نامه امام خمینی(ره)
دوشنبه, 11 مهر 1390
روح‌الله الموسوی‌ الخمینی در روز بیستم جمادی‌الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا... ادامه مطلب...
كتاب لُهُوف
چهارشنبه, 09 آذر 1390
كتاب ((لُهُوف )) ابن طاوس اختصار و اشتهار را با هم جمع كرده و در نزد علماى برجسته... ادامه مطلب...
آثار و برکات سیدالشهداء علیه السلام
سه شنبه, 16 اسفند 1390
مقدمه‏ ۱- حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ، یک انسان کامل و شخصیتى استثنائى است که... ادامه مطلب...
صحیفه سجادیه
سه شنبه, 16 اسفند 1390
متوكل بن هارون، گفت: يحيى بن زيد بن على عليه‏السلام را ((بعد از شهادت پدرش)) " خ ل " در... ادامه مطلب...
jdoc:include type=